روز جمعه ۸۸.۷.۱۰ساعت 4 صبح قرار بود از فلکه پارک حرکت کنیم ولی تا دوستان رسیدند مخصوصا آقایان!ساعت۴.۳۰به سمت زشک حرکت کردیم .از ابتدای ابرده به خاطر حفاری ،جاده تا زشک یک طرفه بود و اگر دیر تر از ساعت 6 به ابتدای ابرده میرسیدیم باید تا زشک و چشمه قلقلی یعنی حدود 20 کیلومتر را پیاده می رفتیم .از دیدار دوستان بعد از ماهها بسیار خوشحال شدم .ساعت 6.15 به چشمه قلقلی وابتدای مسیر رسیدیم .و از جاده سمت راست حرکت کرده و از اولین دوراهی به سمت راست و قله زشک رفتیم .۷.۱۰ به چشمه گلابی و ۷.۴۰ به دومین چشمه رسیدیم .در مسیر گلهای حسرت بسیار زیبایی بود .پس از طی شیبهای تند مسیر ،ساعت ۸.۳۰به قله زشک رسیدیم.و بعد از کمی استراحت راه افتادیم .9.30 با چک و چونه زیاد بچه ها برای صبحانه توقف کردیم .و بعد از 30 دقیقه به سمت جان پناه شیرباد حرکت کردیم .مسیری طولانی با سربالاییهای تند و خسته کننده .ساعت ۱۱.۱۰ به جانپناه شیرباد رسیدیم .تعدادی از دوستان هم در جان پناه بودندبعد از20 دقیقه استراحت به سمت قله شیرباد حرکت کردیم .ساعت ۱۳.۱۵دقیقه به قله رسیدیم تعداد زیادی از دوستان سنگ و بچه های باشگاه روی قله بودندو آنها از شب قبل در منطقه بودند.بعد از خواندن شعر و آواز و خوردن هندوانه خوشمزه که جناب علی اقا زحمتش را کشیده بود از دوستان خوب و با صفا جدا شدیم و مسیر قله چمن را در پیش گرفتیم و فقط میدونم که یکریز راه رفتیم ودویدیم در قسمتی از مسیرسرازیر عقب دار به ظاهر اخمو هی غر زد که تند راه برو و اگه واقعا اخمو بود اذیتش میکردم . دویدن در سرازیری برام از محالاته ولی سعی کردم تند تر راه برم .در راه مدت بسیار کوتاهی برای نهار توقف کردیم .هوا خیلی سرد شده بود و باد خیلی تندی می وزید که دست کمی از بادهای دماوند نداشت هوا کم کم تاریک شد و خوشبختانه به خاطر شب مهتاب حرکت خیلی آسان بود.ساعت 18 به قله چمن 2 و 19 به قله چمن یک رسیدیم و بعد آتش بازی با فشفشه و خواندن شعر به سمت چشمه قلقلی حرکت کردیم هر چند که پیشنهاد دادیم از مسیر سمت راست قله پایین بریم ولی با اقبال سرپرست مواجه نشدیم و به ناچار از سرازیریهای بسیار تند مسیر مجبور به برگشت شدیم .من که فشار خیلی زیادی روی زانوهام میامد مجبور شدم با یک دست باتوم و با دست دیگه کوله حسین را بگیرم .با ریتمی آهسته پایین اومدیم و ساعت ۲۰.۳۰ به چشمه پای قله و ۲۰.۵۰ سوار ماشین شدیم .
1-به نظر من مسیر ساده و بسیار طولانی با سربالاییها و سرازیریهای تند و نفس گیر است .
2-یک ساعت دیر رسیدن بهتر از دویدن در سرازیریها است .
3-بازهم از حسین و زحماتش تشکر میکنم.
از سرپرست خوب برنامه و همه دوستان گلم که وجود تک تک شان مایه انبساط خاطر است هم تشکر میکنم،باشد که سالیان سال در کنار این پاکتر از گلها همواره قرین کوهستان باشم .
راهی سفری دیگر به دماوندیم و برای صعود از جبهه شمالی راهی ناندل شدیم .طبق هماهنگی،آقای صالحی به رستوران کارو آمد و با نیسان راه پر پیچ و خم روستای زیبای ناندل را در پیش گرفتیم .در راه یاد جواد و ریحانه و دوستان و همنوردانی افتادم که سال گذشته در برنامه سنگین صعود دماوند وعلم کوه با هم بودیم .مسیر به نظرم کمی طولانی آمد .بلاخره به سنگ کشتی رسیدیم ویک کوهنورد را دیدیم که روی زمین دراز کشیده من که فکر کردم مرده ،اصفهانی بود و ازگروه جدا شده بود و جالب اینکه در ناندل وقتی سئوال کردیم گروهی صعود کرده گفتند:نه! کوله ها را برداشتیم و راه افتادیم برخلاف پیش بینی سازمان هواشناسی هوا کاملا متغیر بود اول آفتابی سرد و بعد باد شدید و باران و تگرگ و برف فکر کنم فقط فقط رعد و برق را کم داشتیم .هوا تاریک شده بود و به خاطر برف و کولاک شدید و بدتر از اون ارتفاع زده شدن یکی از بچه ها حرکت خیلی به کندی صورت می گرفت .جلوتر از بقیه حرکت میکردم و باید ارتباطم را با مهناز هم حفظ میکردم و فقط میدونستم که باید مستقیم به سمت بالا حرکت کنم خیلی از جاها هم توقف میکردم که دوستان دیگه را گم نکنم.ولی مهدی همش میگفت برو و چشمهات را هم نبند .تازه این هنوز پاییز دماونده وای به حال زمستانش .بلاخره ساعت 11.30 شب در میان کولاک و برف به چانپناه 4000 رسیدیم و دیدیم 18 نفر از دوستان اصفهانی در جانپناه هستند و یک خواب و یک عده بیدار .من که رفتم یک کنار نشستم و بیسکویت میخوردم .مهدی هم چون جا نبود همه کوله های دوستان را یک جا جمع کرد و ما زیراندازهامون را رو زمین انداختیم و بدون خوردن شام خوابیدیم و من هم به علت اینکه در مسیر سعی میکردم چشمهام را زیادی باز نگه دارم و هم اینکه شام نخوردم و صدای بسیار شدید کولاک که نزدیک بود جانپناه را از جا بکنه ،تا صبح نخوابیدم و چشمام درد میکرد.وآخر هم متوجه نشدم که چرا ما شام نخوردیم ؟از همه جالبتر صبح بود که سرپرست بچه های اصفهان میگفت برمیگردیم چند نفرشون که تجهیزات درست و حسابی هم نداشتند میگفتند نه! ما میخوایم صعود کنیم ،این همه خرج کردیم !!!؟حالا از چهار هزار برگردیم !؟ ما که بچه های خوبی بودیم و مطیع سرپرست .تا گفت برمیگردیم ،ما هم بدو بدو برگشتیم ،کیه که قدر بدونه ،ولی خودمونیم اگه تجهزات کاملا زمستانی داشتیم دوست داشتم صعود کنیم.تا ناندل پیاده رفتیم که خیلی عالی بود فقط مهناز نمی دونم حواسش کجا بود که پاش پیچ خورد و مایه دردسر شد براش و دیگه ازش خبر ندارم که خوب شد یا پاش را قطع کردند!!!!!!!!!!شب هم ناندل خوابیدیم و صبح هم یک سری به جنگل سیسنگان و کنار دریا زدیم .
گزارش صعود تقدیم دوستان خواهد شد.
.
.
مارگوت بیکل ... ترجمه شاملو
۱-با توجه به داشتن ابزار و طناب ثابت در مسیر و نیز مستهلک شدن آنها در طی سالها و ترمیم و تعویض نشدنشان نیازی مبرم به داشتن یک حلقه طناب ،۶-۵ عدد اسلینگ ،بلوک گره طناب(نیم طناب)ابزار جهت ابزازگذاری ،ابزار انفرادی شخصی ضروری است .
۲-الزامات صعود:داشتن کروکی وبیوگرافی منطقه ،وضعیت آب و هوا ،زمان بندی صعود ،شناخت کرده ها از نظر صعود ،اتکا نکردن به تجهیزات مسیر به عنوان ابزار ثابت .
۳-در ابتدای مسیر جهت صعود به اول مسیر آلمانها با توجه به ریزش سنگهای تراورسی تا حد ممکن تراورس به صورت صعودی انجام گیرد.
۴-داشتن سرپرستی باتجربه و توجه به هم هوایی و استراحت و تغذیه مناسب صعود شما را مانند صعود ما زیبا و به یادماندنی میسازد.
منطقه تخت سليمان و علم کوه در البرز غربی و در استان مازندران ( جنوب شهرستان چالوس ) واقع شده است . اين منطقه از شمال به سواحل دريای خزر، از شرق به دره رودخانه چالوس، از غرب به دره جنگلی سه هزار و از جنوب به دره های الموت منتهی می شود .از جمله خصوصيات بارز اين منطقه وجود يخچال های و برفچال های بزرگ ، رودخانه های خروشان ، ديواره های مرتفع ، و قلل بسيار زياد بالای ۴۰۰۰ متر می باشد .
يخچال ها :
هفت خوان – پاتخت – علم چال – مرجيکش – چالون– سرچال – خرسان-اسپیلت.
رودخانه ها :
سرد آبرود – پراچان – الموت رود – گرمارود – ازارود– ناريان.
ديواره ها :
علم کوه – تخت سليمان – خرسان – هفت خوان - ديواره غربی– مناره
پناهگاه ها و جانپناه ها :
پناهگاه سرچال – جانپناه سياه سنگ – جانپناه خرسان – جانپناه گردونکوه – قرارگاه فدراسيون در رودبارک
گزارش برنامه تقدیم به مهدی عزیز:
پنج شنبه ۸۸.۵.۱۵: بعد از ظهر از قرارگاه با جیپ اقای پوریا فرضی به سمت گوسفند سرای بریر حرکت کردیم مسير با رسيدن به آبادی واندربن دو راهی می شود که سمت چپ همان مسير دره حصارچال و سمت راست دره برير است . از اينجا جناح شمالی قله ۴۰۰۰ متری پسند کوه قابل مشاهده است . با گذر از دره زيبا و ديدنی برير به گوسفند سرای برير رسيديم (جايی که ماشين های کمک دار و شاسی بلند تا آنجا بيشتر نمی توانند بروند . البته باماشين های معمولی هم میشه رفت) . ساعت ۱۹.۴۵ . پس از جمع آوری و مرتب کردن تجهيزات و وسايلمان آماده حرکت شدیم. از کنار چادر گوسفند سرا گذشتم و با گذر از پلی که بر روی رود خانه سرد آبرود زده شده است به پاکوب ابتدای مسير رسيدیم .و با استراحتهای کوتاه ۲۳.۴۵ به پناهگاه سرچال رسیدیم و در اول مورنهای یخچالی علم چال چادر زدیم .شب سردی بود و باد شدیدی میوزید و به خاطر نیمه ماه مهتاب زیبایی در منطقه بود .
جمعه :ساعت6.30 بیدار شدیم و پس از صرف صبحانه ساعت 8 از پناهگاه سرچال راهی علم چال شدیم .آب پناهگاه و برف منطقه به نسبت سال گذشته بسیار بیشتر بود .با گذر از مورن های یخچالی و صدای زیبایی که از برخورد سنگها به گوش میرسید ادامه مسیر دادیم .حدود ساعت 11 به علم چال ،سکوی دوم رسیدیم و چادر زدیم .هر چند دوستان حاضر در سکو تا نیمه شب اجازه استراحت درست و حسابی بهمون ندادند .با اینکه میتونستم بعداز ظهر گشت درست و حسابی در منطقه زیبا و با عظمت علم کوه بزنم و عکاسی کنم و مهمتر اینکه ما در شبهای مهتاب در منطقه بودیم ،از این فرصتها استفاده نکردم و همه مدت تو چادر بودم .
شنبه :ساعت 7 صبح به سمت شانه کوه حرکت کردیم7.50 اول تیغه های مسیر گرده آلمانها بودیم و با دوستان دانشگاه فنی صعود خود را ادامه دادیم .مهدی و وحید آمادگی مطلوب و تجربه کافی داشتند .با عبور از دورکابی و سه رکابی و دهلیزهای یخ زده ساعت 12 به سنگ سماور رسیدیم .سنگی بسیار زیبا و با هیبت .با اینکه لباس زیاد پوشیده بودم احساس سرما میکردم .با عبور از شیب آخر و اصابت یک سنگ به کلاهم، حدود ساعت 1.30 به قله رسیدیم .هوا مطلوب و آسمان آبی آبی .لحظه هایمان را با گرفتن چند عکس ماندگار کردیم و پس از استراحتی کوتاه راه سیاه سنگها را در پیش گرفتیم .ساعت 4 در جان پناه سیاسنگها و 5.10 اول مسیر فرود .در مسیر برگشت یک شن اسکی را اشتباه پایین رفتیم .پایین رفتنش به کنار ،بالا اومدن از اون شیب کمی نفس گیر بود .بعد از اینکه در راه اصلی قرار گرفتیم و انجام 2 فرود بسیار زیبا (قابل توجه بعضی ها ) به گردنه سیاه سنگها (بین قله چالون و قله سیاه سنگها )رسیدیم و شن اسکی پایانی و لذت اسکی روی شن و در ادامه برف و باز هم تذکر مهدی که باید تندتر راه برم .پس از رسیدن به علم چال از دوستان دانشگاه خداحافظی کرده و ساعت 8 به سکو رسیدیم و بقیه اعضائ تیم که قصد صعود به دیواره مسیر لهستانیها را داشتند در سکو بودند و با چای داغ و سوپ خوشمزه پذیرای ما شدند که بسیار دلچسب و خوشمزه بود که از دوستان ممنونم.بعد از دو سه ساعتی استراحت و شام دستپخت خوشمزه مهدی که حسابی تو این چند روز منو شرمنده کرده بود به خوابی عمیق رفتم .
یکشنبه :خوشحال و سرخوش از صعودی اینچنین زیبا و همراهی با کوهنوردان حرفه ای و با شجاعت راه برگشت را در پیش گرفتیم .هوا بسیار خوب بود .از پناهگاه سرچال مه بسیار زیبایی از سمت پایین به بالا می آمد و اگر وقت دوستان اجازه میداد دوست داشتم دو سه روز پای آبشار های زیبای منطقه با آن صدای زیبا و عظمت بی نظیر میماندم .حیف که وقت تنگ بود و دل کندن از منطقه مشکل.در گوسفند سرا طبق هماهنگی پوریا فرضی با جیپ قشنگش منتظرمان بود و ما را به قرارگاه رساندو جمع و جور کردیم و راه برگشت را در پیش گرفتیم که چه برگشتنی !!!!!؟؟؟
از زحمات بی دریغ مهدی عزیزتشکر میکنم که با مدیریتی خوب در اولین صعود فنی ام همراهم شد پر واضح است که قلم یارای قدردانی از زحمات و تلاش این کوهنورد با تجربه را ندارد .
چهارمین صعود قلم در تاریخهای ۸و ۹ مرداد ماه در منطقه بینالود انجام شد .این صعود از جبهه شمالی و از مسیر روستای فریزی در شرایط آب و هوایی مناسب صورت گرفت.در اینجا بر خود لازم میدانم که از همکاری بی نظیر جناب آقای فلاح از اداره کل فرهنگ و ارشاد خراسان صمیمانه تشکر کنم که ما را در انجام این مهم بی منت یاری نمودند و همچنین آقایان وحید اشرفی از هیئت کوهنوردی استان ،محمد علیان ،محولاتی و حسین عزیز از باشگاه آزادگان ،مهدی گروسی از همدان که سرپرستی برنامه را به عهده گرفتند و همه دوستان عزیزی که بر ما منت نهادند و از راههای دور و نزدیک در این صعود همراه ما بودند تشکر میکنم ،هر چند که دوست داشتیم دوستان کوهنورد و کوهنویس دیگرمان در جمع دوستانه و صمیمی ما حضور میداشتند. همکاری دوستان و حرکت در زمان مناسب باعث شد تا تیم بسیار متحد و منسجم و در زمانبندی مشخص شده و بسیار شاداب و پر انرژی به پناهگاه مدرس برسد و منظم چادرهابرپا شود .و در روز بعد صعود با موفقیت انجام پذیردجای همه دوستان خالی .به امید دیدار
گزارش صعود قله شیرباد با دوهفته تاخیر روز جمعه ۸۸.۴.۲۶ساعت ۴ صبح با دوتا از دوستان راهی روستای زشک شدیم و به خاطر خلوت بودن خیابانها و دست فرمان خیلی خوب حسن راس ساعت ۵ به زشک رسیدیم و راه افتادیم .بعد از ۴۵ دقیقه به چشمه قلقلی رسیدیم و پس از استراحتی کوتاه ادامه مسیر دادیم .هوا تا رسیدنمان به باغ حمزه خوب بود.دره نحل را برای ادامه صعود انتخاب کردیم .به برکت بارانهای زیاد دره پر آب بود و از گوشه و کنار کوهها چشمه های متعدد،با آبی بسیار سردو گوارا ایجاد شده بود.بعد از طی کردن پیچ و خم دره به منطقه بسیار زیبای نحل با چشمه های بسیار پرآب رسیدیم وبعد از کمی استراحت به راه افتادیم .به خاطر یک اتفاق جالب صبح برای اولین بار دوربینم را در منزل جا گذاشتم و لذت عکاسی در طبیعت را ایندفعه بدست نیاوردم .در راه دوستان عزیز کوهنوردم را هم دیدم که باعث خوشحالی بسیار بود .در راه صعود به قله هوا گرم و باد شدید بود و همراهان قوی و بسیار مشتاق صعود .بعد از رسیدن به قله و یک ساعت توقف برگشتیم .استراحت مجدد در چشمه نحل و ادامه مسیر .بعد از باغ حمزه و حدود یک ربع پیاده روی بقیه مسیر را تا زشک با ماشین طی کردیم .صعود بسیار خوبی بود مخصوصا برای من که علاقه بسیار زیادی به منطقه نحل دارم و همچنین آشنایی با دوستان جدید.
روز جمعه به همراه ۷۰ نفر از اعضا باشگاه راهی نیشابور و منطقه رود شدیم .بعد از رسیدن به اولین میدان نیشابور به سمت راست و باغرود رفتیم .از نیشابور تا باغرود ۱۷ کیلومتر و راه آسفالت است .رود در موقعیت ۳۶ درجه و ۱۴ دقیقه شمالی و ۵۸ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۴۶۹ متر میباشد .پس از رسیدن به باغرود از دو دوراهی به سمت چپ رفته و در منطقه نسبتا وسیعی نزدیک چشمه توقف کرده و در دره رود راه افتادیم .بعد از نیم ساعت به اولین آبشار نه چندان مرتفع رسیدیم که به خاطر ترکیب ناهمگون تیم گذر از آبشار خیلی خیلی طولانی و خسته کننده شد که تماشای این صحنه ها هم در نوع خود جالب است .تا انتهای دره ۷ آبشار وجود دارد که تیم تا آبشار دوم و ما ۷نفر تا آبشار سوم رفتیم که به رفتنش می ارزید و زیبابود و فشار آب بسیارزیاد .چنانچه دره را به انتها برسانید به سه راهی میرسید .سمت راست کال ختاب ،روبه رو میانبند و سمت چپ میانبند کوچک نامیده میشود که هر کدام از این راهها به دره های مشرف به مشهد منتهی میگردد.گیاهان منطقه متنوع و شامل پونه کوید ،کوریا ،گلپر ،آویشن ،ریواس ،گل زیبا کلپوره و...میباشد .این هم برای خودش گلگشت خوبی بود و بسیار محسن را یاد کردم چون باز هم ما از فوق العاده سبک بودن برنامه مردیم .
سلام بر تمامی دوستداران کوه و کوهنوردی
با اکثریت آرای ۲۵ رای به بینالود
صعود سراسری قلم در تاریخ ۵ شنبه و جمعه ۸ و ۹ مرداد ماه برگزار خواهد شد
خواهشمند است برای شرکت در این برنامه ثبت نام به عمل آمده و شرکت قطعی خود را اعلام کنید
اسم و فامیل .... آدرس دقیق وبلاگ .... محل سکونت (شهر)
دوستانی که مهمان به همراه دارند حتما اسم و فامیل دقیق و تعداد مهمان همراه رو اعلام فرمائید
کسانی که ثبت نام نکرده اند یا مهمانی رو روز آخر همراه خودشون آورده اند و به ما اطلاعی نداده اند حق شرکت در برنامه را ندارند و یا با خرج خود در این برنامه شرکت می کنند و به ایشان هیچ لوح یادبود .. وسیله ایاب و ذهاب و ..... تعلق نمی گیرد
زمان ثبت نام حداکثر تا روز سه شنبه ۶ مرداد ماه خواهد بود
مکان : مشهد مقدس
خواهشمند هستم فقط برای هماهنگی دوست داشتید تماس حاصل فرمائید ثبت نام به صورت تلفنی انجام نمی گیرد (نه اینکه من فراموش کارم
)
نحوه اجرای برنامه در اطلاعیه های بعدی از تاریخ ۱ و ۲ مرداد ماه بعد از قطعی شدن و مشخص شدن مواردی همچون اسپانسر . لوح یادبود . وسیله ایاب و ذهاب . محل اسکان . خورد و خوراک و ...... اعلام خواهد شد.
تلفن جهت هماهنگی و یا پاسخ سوالات ۴۹۴۴ ۳۶۳ ۰۹۱۵
روستای بار از توابع بخش تخت جلگه شهرستان نيشابور، با مختصات جغرافيايي 58 درجه و 43 دقيقه طول شرقي و 36 درجه و 30 دقيقه عرض شمالي، در 60 کيلومتري شمال غربي شهر نيشابور و 170 کيلومتري شهر مشهد قرار گرفته است.
روستاي بار از سطح دريا 1670 متر ارتفاع دارد و آب و هواي آن، معتدل و کوهستاني با زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل است. یک ماهی است که این روستا به شهرارتقاع یافته است !!!ما پس از رسیدن به نیشابور و گذشتن از دو پل هوایی به سمت راست جاده و شهر فیروزه رفتیم .بعد از رسیدن به شهر فیروزه (۱۵کیلومتر)به سمت راست و روستای بار رفتیم که تابلو راهنما هم اول جاده هست .از نیشابور تا بار ۴۰ کیلومتر است .از روستای بار تا آبشار ۸کیلومتر و جاده خاکی است .ساعت ۲۲ به بار رسیدیم و با نیم ساعت تاخیر راه افتادیم .خاده خاکی و سنگلاخی و برای تردد ماشین سواری نامناسب بود و با سرعت بسیار کمی حرکت میکردیم و به لطف همسفران بسیار خوب و سرشار از شور و شادمانی طولانی شدن زمان احساس نشد.دیر وقت رسیدیم .شب مهتاب بود و خیلی زیبا .بعد شام هم بیرون گشتی زدیم و دوستان خواب آلود خوابشون میامد.گاهی اوقات تبعیت از جمع سخته .صبح هم به آبشار زیبا و مطبق بار رفتیم .اوضاع و شکل و شمایل منطقه با شش سال پیش با که دوستان گل دانشگاه بار رفته بودم خیلی متفاوت بود جاده درست تاپای آبشار رفته و قطعا دو سوغات خود یعنی تخریب و آشغال را به همراه خواهد داشت .از پای آبشار تا بالای آبشار حدود ۲۰ دقیقه راه است .وقتی بالا و نزدیکیهای سرچشمه رسیدم دیدم کوه ریزش کرده و سرچشمه اصلی به کلی از بین رفته و یک شکل جدید شده ولی باز هم زیبایی خاص خودش را داشت .آب چشمه فوق العاده سرد و گواراست .چهل دقیقه توقف داشتیم .بعد برگشت و ناهار و مشهد .مسیر دیگر بار از ۱۸ کیلومتری قوچان است که به شهر فیروزه میرسد.برنامه خوبی بودوخوش گذشت.لازم به ذکر است که ابشار بار پلکانی است و ارتفاع آن یک جا قابل دیدن نیست.
راههای دسترسی به آبشار:
۱ـازسمت مشهد تانیشابورکه 120کیلومتر، ازنیشابور به سمت شهرفیروزه (بزغان) حدود 35 کیلومتر ، به یک دوراهی می رسیم که یکی به سبزوار(جاده قدیم )ودیگری به شهربارکه دوباره باز به یک دوراهی دیگر بر می خوریم که یکی به شهرستان قوچان وراه دیگر به شهربارمنتهی می شود که ازاینجا حدود 27 کیلومتر می باشد.وازروستاهای قالیباف ، خانلق ، دامنجان، اریه ، می گذرد. وراه دیگری که فرموده بودید از قوچان که به نظر من راه جالبی نمی باشد به علت یک بانده بودن وآسفالت نامناسب و مسافت این راه تا سردوراهی دوم که حدود140کیلومتر می شود.
۲ـابتدا ازمشهدبه طرف قوچان که 15کیلومتر مانده به قوچان به سه راه دوغابی می رسیم بعد به سمت چپ که راه شهرچکنه (سرولایت)می باشد بعدازچکنه به عبدا.. گیو وازآنجا به دوراهی می رسیم که یکی به سمت سبزوار ودیگری به نیشابور می رود. بعدازعبدا..گیو به روستاهای برگشاهی،تیجان ،تلی، کلاته محمدجان ،اندراب،زرنده،حصارنوکه جاده ازوسط این روستاها می گذرد دراین جا به همان دوراهی دوم که گفته بودم می رسیم که یکی به نیشابورودیگری به شهربارختم می شود.
با تشکر از آقای مهدی ایزدی "وبلاگ شهر بار"که مسیرهای دسترسی به آبشار را برایم ایمیل کردند.
می شود برگشت
اشتیاق چشم هایم را تماشا کن
می شود در سردی سرشاخه های باغ
جشن رویش را بیفروزیم
دوستی را می شود پرسید
چشم ها را می شود آموخت
مهربانی کودکی تنهاست
مهربانی را بیاموزیم
پست مهم برای دوستان کوهنورد
یک بار دیگر صعود سراسری وبلاگ نویسان
بینالود (مشهد ) یا دنا (فارس )
تاریخ و قله را پیشنهاد بدین

دو سال پیش در چنین روزهایی .... !!
چرا دیگه از صعود سراسری وبلاگ نویسان خبری نیست؟؟ اون شور و اشتیاق و علاقه صمیمانه؟ اون دوستی های قشنگ ... بعضی هاشون موندگار شدن. جاودانه شدن. اما بعضی هاشون...
· پروین ابراهیمی( جای رسیدن) داراب احمدی(از ریشه ها تا میوه ها)· علی اطاعت(پرواز را به خاطر بسپار) ·حسن اعتدال پور(گروه کوهنوردی فراز شهرکرد) · رضا آموزگار(کوهنوردی) ·احسان بشیر گنجی(برج سینا)·حامد حصاری(من ، کوه ، تنهایی و گروه کوهنوردی هفت خوان کرج)· احسان ذکاوتی(یاران کوه) · یوسف رستم کیا(گروه کوهنوردی هفت خوان کرج)· احسان سالاروند(اشترانکوه) · علی عبداللهی مطلق(داغلار)· نوید عظیمی(کوهنورد) · بهنام عندلیب(black rock و گروه کوهنوردی هفت خوان کرج) · فرشید فاریابی(سرود کوهستان) ·مرحومه ساجده کشمیری(سر پهنگی)· حامد منصوری(چنگ الماس) ·علی مهربانی(گروه کوهنوردی کارون اهواز) · حمیدرضا وطن خواه(آوازهای کوه) · جواد رویانی(گروه کوهنوردی سایپا)
علی شیروانی·اصغر پاشا·اکبر هاشمی· سمانه صالحی· تلما قیم·شیوا عابدی·علیرضا ایمانی نژاد· سجاد عابدینی·محمود تحویلدار·محمد کانطوری· محبوبه ترامشلو· محسن کاظمی·دامون رستگار· یوسف فیروزی· محمد رحمتی· آرش نقافی ·آنا فراهانی·مرتضي صالحي فرد
دوستای خوب و همراه و همدل من کجا هستند؟؟؟؟؟.
.. هنوز هم مایل به شرکت و یا برگزاری این صعود هستید؟
پس اگر براتون صعود قلم اهمیت داره،
نظرخودتون رو برای شرکت در صعود قلم بگذارید .
یا با شماره ۰۹۱۵۳۶۳۴۹۴۴ اقاي صالحي تماس بگیرید .
وبلاگ هایی که برای صعود همکاری می کنن :
1- وبلاگ عشق کوهنوردی (سونیا )
2- آوای کوه (تازه کار ) ... آرش
از وبلاگ :کلماتی از یک کوهنورد
روز جمعه در برگشت از برنامه دوچرخه اول روستا ابرده بودم که دوستان کوهنورد شهرداری کرمان زنگ زدند که ما عازم مشهدیم .خیلی خوشحال شدم .شنبه هم ساعت ۱۰ دوستان را زیارت کردم و قرارحرکتمان ساعت 13شد به مقصد بینالود .با خوش قولی دوستان حرکت راس ۱۳ از مشهد بود و ساعت ۱۴.۴۵به فریزی رسیدیم و مقابل مسجد توقف کردیم چون ادامه مسیر با اتوبوس ممکن نبود .همینجا از دوست خوب و همنوردم در باشگاه آزادگان، حسین عزیز که زحمت هماهنگی و تهیه نیسان را قبول کرد و با همه مشغله ای که داشت ما را از مشهد تا فریزی و خانه ابراهیمی یعنی ابتدای صعود به بینالود همراهی کرد از صمیم قلب تشکر میکنم و این لطف بزرگش را همیشه به یاد خواهم داشت .ساعت ۱۶ به خانه ابراهیمی رسیدیم بعد از خداحافظی از حسین راه افتادیم ومن راهنما و سرقدم گروه شدم (دوست داشتم عقب دار باشم این همه کوه رفتم اصلا سر قدم نبودم تجربه خوبی بود) ..همنوردان کرمانی واقعا با صفا و با مهر و محبت و با معرفت و شیرین زبان بودند .در ساعت ۱۷به پناهگاه ایمانی وساعت ۱۹ به پناهگاه مدرس رسیدیم حدودا نیم ساعت زودتر از زمانبندی مورد نظر،که رضایت بخش بود.هنگامیکه به پناهگاه رسیدیم سه نفر از اهالی نیشابور نیز از مسیر صومعه به صورت تفریحی به آنجا آمده بودند خیلی مهربان و مهمان نوازبودند وچه بهتر بود که گون ها راهم علیرغم مخالفت ما آتش نمی زدند .خودخواهی انسانها را پایانی نیست.انواع و اقسام محصولات کرمان قوتو و تلف و کشک و پسته و لهجه کرمانی و انواع و اقسام دستورهای آشپزی زینت بخش جمع باصفایمان شد .بابا این کرمانی ها کارشون درسته .صبح هم ساعت ۴.۴۵ حرکت به قله و ۵.۵۵ هم رسیدیم.من حدودا با صبحانه دوساعت ونیم برای قله وقت در نظر گرفته بودم ولی این غزالهای تیز پا زمانبندی را بهم میزدند .قله ۲۰ دقیقه توقف داشتیم و چون وقت زیاد داشتیم تو مسیر هم کمی برف بازی و عکس و ۷.۴۵ به پناهگاه مدرس رسیدیم .۹.۳۰ برگشت ، ۱۱ ایمانی ۱۲.۱۵ پای چشمه ،ماشین منتظر ما بود و ۱۳ فریزی و سوار اتوبوس شدیم.گاهی اوقات فکر میکردم نوشتن در مورد پوشش گیاهی و جانوری منطقه ها جالب نباشه ولی تو این برنامه سئوالهای دوستان زیاد و اطلاعات من در این باره خیلی کم بودو انگیزهای شد تا بیشتر بخوانم و بیشتر بدانم و بهتر معرفی کنم.از نظر پوشش گیاهی منطقه با دوهفته پیش که بینالود بودم متفاوت و سرسبزتر بود.در این برنامه به حقیقت دریافتم پیوند انسانها را مهر و محبت ،راستی و صفا ، صمیمیت و وفا میسر میسازد و دیگر هیچ.خیلی آموختم و امیدوارم آموخته باشم.برنامه خیلی خوبی بود .
بلاخره بعد از چهار بار تغییر عقیده تصمیم گرفتم برم برنامه دوچرخه سواری خور به زشک .ساعت ۶صبح فلکه پارک بودم و با بقیه دوستان دوچرخه ها را سوار مزدا کردیم و خودمون هم با ماشین سواری به طرف نیشابور رفتیم.۱۹ کیلومتری نیشابوربه سمت راست و شهر خور رفتیم و بعداز طی ۶کیلومتر به خور رسیدیم .فکر کنم ساعت ۸.۱۵ بود و خودمون هم سوار مزدا شدیم و در جاده خاکی حرکت کردیم.و ساعت ۹.۱۵تقریبا نزدیک انتهای دره به سمت چپ رفتیم و سربالایی ها کم کم شروع شد.ساعت۱۰ به بالایی ترین نقطه و ارتفاعات مشرف به خور و زشک رسیدیم و دوچرخه ها را پیاده کردیم و و بعد از خوردن صبحانه راه افتادیم .اول بسم ا...دوچرخه ام پنچر شد و تا آخر برنامه هم سه تا از بچه ها دوچر خه هاشون پنچر شد. شیب مسیر تندو منطقه بسیار زیبا بود ولی خیلی اجازه توقف و عکاسی داده نشد .به نظر من در این برنامه ها نه تنها جنبه آمادگی جسمانی بلکه لذت بردن و استفاده از طبیعت هم مد نظراست و قصد ما این نیست که یک نفس رکاب بزنیم و بدون توجه به اطراف، از هم سبقت بگیریم و به مقصد برسیم و دوستان تازه وارد که خیلی هم ادعا میکنند و اعتراض دارند که این برنامه عکاسی شد نه دوچرخه سواری در انتخاب گروه اشتباه کردند.حدود ۱۲ ظهر به دره زشک و ۱۳.۳۰ به روستای زشک رسیدیم .نکته قابل تامل دیگه برای یک ورزشکار در تمامی سطوح ،توجه به تغذیه و استراحت کافی است .قابل توجه دوستانی که با نهار و استراحت در شاندیز مخالفت کردندو ما مجبور شدیم گرسنه و در هوای گرم مسیر شاندیز به مشهد را رکاب بزنیم و چون مسیر من دورتر از بقیه بچه ها بود ساعت ۱۷در حالی که گرما زده شده بودم به خانه برسم و این لذت یک برنامه خوب و مفرح را از بین میبره .
ساده اما زیبا
مصمم اما بی خیال
متواضع اما سربلند
مهربان اما جدی
سبز اما بی ریا
عکس از :بابک خرم دین
روز جمعه ساعت ۶.۱۵ با ۱۵ دقیقه تاخیر از جاده چناران و آرامگاه فردوسی به طرف سد کارده حرکت کردیم .البته از جاده کلات هم راه داره و راننده از این مسیر رفت.بعد از گذشتن از سد کارده ،در سمت راست از جاده روستای آل و سیج ادامه مسیر دادیم .این جاده حدود ۷ کیلومتر آسفالت و بقیه خاکی قابل تردد.۷.۴۵ از ماشین پیاده شدیم و در جاده ادامه مسیر دادیم .ده دقیقه بعد از سمت راست به داخل رودخانه رفتیم و در مسیر توت شیرین خوشمزه ای هم بود .بعد از دو ساعت پیاده روی و گذشتن از باغهای مسیر(همونجایی که من دوربینم را جا گذاشتم !!!) ساعت ۱۰.۳۰ به سمت چپ مسیر که خانه کوچکی هم از دور دیده میشد حرکت کردیم.بعد از رسیدن به زمین نسبتا هموارباز هم به سمت چپ رفته و صعود کردیم و ساعت ۱۲درست قلعه ماد در کوه روبه رو مقابل ما بود !!!!و به عبارتی مسیر را اشتباه رفتیم .از دور سلامی به قلعه دادیم.کلا منطقه خشک است و آب آشامیدنی کم .حدود یک ساعت بالای کوه بودیم و بچه ها نشسته بودند درباره موضوعهای مختلف صحبت میکردند و با اینکه منطقه کم آب و خشک بود عکسهای بسیار زیبایی گرفتیم.ساعت ۱۳به طرف حوض آبی که از بالا دیده میشد پایین اومدیم.۱۳.۳۰ به حوض رسیدیم و ادامه مسیر و نهار و برگشت به مشهد .برنامه با حضور دوستان فنی و آقای رضایی بسیار خوب بود . من اطلاعاتی درباره قلعه ندارم و حتما مطالب تکمیلی را اضافه خواهم کرد .
نام مسیر : خاطره سروش
ارتفاع:۲۴۰ متر
مدت و زمان برنامه: ۶روز ،خرداد ۸۸
به همت بانوان پر تلاش مشهد گشایش مسیر خاطره سروش به ارتفاع ۲۴۰ متر در خرداد ۸۸ در منطقه اخلمد آغاز شد .مدت این برنامه ۶ روز بود که ۴ روز فعالیت روی مسیر انجام شد و سه طول طناب ،حدود ۷۰ متر گشایش شد .این مسیر توسط خانمها کاظم زاده و حسینی گشایش خواهد شد.مربی تیم آقای رضایی و تیم پشتیبان خانمها نیاپرست و نیک اندام می باشند .گزارش کامل این گشایش در اواخر شهریور ماه به استحضار دوستان خواهد رسید.
گوگل، بزرگترين جستوجوگر جهان، زبان فارسی را به زبان های سرویس google translate که بطور خودکارترجمه به یک زبان یا برگرداندن متن از آن زبان به زبان های دیگر را فراهم میکند ،اضافه کرد.اين سي و پنجمين زباني است كه به مجموعه زبانهاي سرويس Google Translate افزوده ميشود. .براي استفاده از اين سرويس ميتوانيد به آدرس http://translate.google.com/ برويد. در اين صفحه نه تنها ميتوانيد هر متني را وارد باكس مربوطه كرده و به زبانهاي مختلف ترجمه كنيد، بلكه قادر خواهيد بود تنها آدرس اينترنتي يك وب سايت را به هر زباني وارد كرده و ترجمه آن را به هر زبان ديگر دريافت كنيد.
اگر شما وبلاگ داريد، ميتوانيد به راحتي آدرس وبلاگتان را وارد كرده و نسخه انگليسي يا فرانسوي يا آلماني يا حتي عربي وبلاگتان را با همان فرمت و گرافيك مشاهده كنيد. البته چون اين يك ترجمه ماشيني است انتظار نداشته باشيد كه به درستي و دقت ترجمه انساني، متون را دريافت كنيد.برای انجام این کار بعد از رفتن به آدرس بالا نام وبلاگ یا سایتتان را در قسمتEnter text or a webpage URL وارد کنید،بعد زبان مبدا و مقصد را از چپ به راست انتخاب کرده و دکمه translate را کلیک کنید.امتحان کنید.
صعود قله بینالود جبهه شمالی ،باشگاه آزادگان ۸۸.۳.۲۲ .گروه ساعت ۱۶.۳۰ از پل استقلال به سمت جاده چناران حرکت کرد.تقریبا از ۱۰ یا ۱۵ کیلومتری چناران به سمت چپ و شهر گلبهار رفتیم و از آنجا به آبقد و فریزی .فاصله گلبهار تا فریزی ۱۸کیلومتر است. ساعت ۱۸.۱۵ به فریزی رسیدیم وبه طرف دره سیب رفتیم .حدود ساعت ۱۸.۴۵از ماشین پیاده شده و در مسیرخانه ابراهیمی حرکت کردیم .البته میشه از فریزی تا خانه ابراهیمی با ماشین رفت.ساعت ۲۰ به خانه ابراهیمی رسیدیم و بعد از رسیدن به یک فضای بازتر به سمت راست رفته و کمی ارتفاع گرفتیم و به سمت پناهگاه ایمانی حرکت کردیم .درپناهگاه ایمانی و مدرس چوب نیست و برای اتش باید قبل از ارتفاع گرفتن چوب برداشت . ساعت ۲۱ به ایمانی رسیدیم و تا ساعت ۱ شب به صدای دلنشین علی آقا و آقای گرگانی و سایر دوستان گوش دل سپردیم و هر چه سرپرست می گفت بخوابید صعود دلنشین فردا با خواب خوب امشب گوشمان بدهکار نبود .کم کم بچه ها شب بخیر گفتند و رفتند .من با اینکه همیشه زود میخوابم ،اصلا خوابم نمی اومد با زری تصمیم گرفتیم پیاده روی کنیم .هد لامپ برداشتیم و رفتیم رو کوه وای خیلی عالی بود خیلی از بچه ها دور شدیم .دوست داشتم شبانه بریم پناهگاه مدرس ولی سرپرست موافقت نکرد.با زری نیم ساعت پیاده روی کردیم کمی هم مهتاب بود خیلی عالی بود خلاصه ساعت ۲.۳۰ به زور خوابیدیم صبح هم با ساعت ۴ با صدای زیبای علی از خواب بیدارشدیم ، ۴.۳۰ راهی شدیم وبا گامهای آهسته حرکت کردیم.۷صبح پناهگاه مدرس بودیم وبچه های همدان هم میخواستند به قله برند.از چشمه آب برداشتیم و حرکت کردیم همه چیز عالی بود از ۷ تا ۷.۳۰ هم برای صبحانه توقف داشتیم و بعد هم حرکت به سمت قله .در مسیر مقداری برف بود .و دوستان همدانی را هم دیدیم که از قله برگشتندهمزمان بودن صعود ما با صعود کوهنوردان بسیار با محبت و خوب و با اخلاق همدانی و کرمانشاهی و ...،ترکیب بسیار خوب بچه ها و سرپرست خوبتر گروه علی آقا . هوای بسیار خوب و بارانی ،پوشش گیاهی بسیار غنی منطقه که به اعتراف دوستان ۶۰ درصد این پوشش سالهای گذشته وجود نداشته و چند عامل دیگه دست به دست هم دادند تا به یادماندنی ترین صعود بینالود را داشته باشم .ساعت ۹.۳۰ به قله زیبای بینالود رسیدیم .ارتفاع قله بینالود۳۳۰۰ متر ،در شمال شهر تاریخی نیشابور و به معنی کوهی است که بین دو دشت مشهد و نیشابور قرارگرفته است و افراد محلی هم به آن بینالوت یا بنلی نیز می گویند. ساعت ۱۰برگشتم. در مسیر برگشت هوا به هم خورد و از پناهگاه مدرس ۱۱.۳۰باران و تگرگ شرع شد تا پای ماشین. تگرگ مثل سوزن به سر و صورتمون میخورد .۱۳.۱۵ به ایمانی رسیدیم.ساعت ۱۴ با شروع باران شدید حرکت .بچه ها میخوندند و و از طبیعت زیبا استفاده میکردند..همه جا تمیز و زیبا و با طراوت شده بود .ساعت ۱۶ که به پای ماشین رسیدیم باران تموم شد و همه چیز بی نظیر و عالی بود .چون ماشین نیامده بود یک ساعتی همونجا نشستیم و یک برنامه خوب دیگه هم با خوبی و خوشی تمام شد و به خاطره ها پیوست و من راضی و خوشنود از شرکت در این برنامه .

1)ماهواره: که شامل خطای مداری وخطای ساعت ماهواره میباشد.
1-1 خطای مداری : ناشی از مدل سازی ناقص دینامیک ماهواره در فضا می باشد. دقت مداری حاصل از اطلاعات مداری غیر دقیق درحالت غیر فعال بودن S/A , +/-20 متر با استفاده از اطلاعات مداری دقیق در حدود5+/- متر میباشد.
□ نحوه برخورد با این بایاس : 1- ساده ترین روش نادیده گرفتن خطاست.که در بسیاری از کاربردهای کینماتیک استفاده میشود.2- با انجام روشهای تفاضلی اثرات بایاس مداری میتواند به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یابد.چنانچه خطای موقعیت ماهواره را 20+/- متر فرض کنیم خطای تعیین موقعیت تفاضلی 1PPm خواهد بود.3- استفاده از مدارات محاسباتی یا Pricise Eph .
1-2 خطای ساعت ماهواره:
ناشی از اختلاف زمان ساعت ماهواره نسبت به زمان GPS است. ماهواره های GPS حامل ساعت های اتمی روبیدیوم و سزیوم هستند که معمولا باعث حفظ هم زمانی زمان GPS با دقت خوب می شوند. درحالت فعال نبودن خطای S/A میزان بایاس ساعت ماهواره در حد زیر 1 میکرو ثانیه یا معادل با 300 متر میباشد.
□ نحوه برخورد با این بایاس: 1- نادیده گرفتن این خطا در کاربرد هایکم دقت 2- استفاده از ضرایب چند جمله ای درجه 2 موجود در پیغام ناوبری, که در این حالت دقت به حد 20 نانو ثانیه میرسد.
-در سطح معمولی ۲۱۱۲قدم .
-در پستی و بلندی ۲۸۰۰قدم .
توانایی پیاده روی یک انسان هر۵ کیلومتر ۱ساعت می باشد.
در ۶۴ متری.....دهان و چشم های افراد به خوبی قابل تشخیص است.
در۹۱ متری.....چشم ها به شکل نقطه دیده می شود.
در ۱۸۳ متری.....ویژگی های کلی پوشش لباس قابل تشخیص است.
در ۲۷۴ متری.....صورت ها را میتوان دید.
در۲۵۴ متری.....رنگ لباس قابل تشخیص است.
در۶/۱ کیلومتری.....تنه درختان بزرگ دیده می شود.
در ۴کیلومتری.....دودکش و پنجره خانه قابل رویت است.
در ۱۰کیلومتری.....خانه های بزرگ و برج ها قابل تشخیص هستند.
طول قدم های یک فرد با قد متوسط تقریبا ۷۶ سانتی متر است.
از : گروه قاف
لقمان گفت: "چهار صد هزار کلمه در حکمت جمع کردم و چهاراز آن برگزیدم, دو باید دانست و یاد داشت و دو فراموش باید کرد: بدی که مردم با تو کنند و نیکی که تو با مردم کنی فراموش باید کرد و خدا را یاد باید داشت و مرگ را یاد باید داشت." ( تاریخ گزیده)
کافی است که ما انسان ها همین دو مورد را رعایت کنیم تا جامعه ای از نظر روابط روانی بین - شخصی سالم داشته باشیم. به عبارت دیگر:
1)اگر فردی در حقمان بدی کرده است , آن بدی را فراموش کنیم ,
2) اگر به فردی خوبی کرده ایم , آن خوبی را هم فراموش کنیم,
تا « آسوده خاطر» شویم. فقط می توان گفت این گفته عالی است و درمان بسیاری از مشکلات ما آدمیان در اجرای آن نهفته است.
از :زبانشناسی در کرماندر اين كوه كه دهمين قله بلند جهان است، حدود 130 كوهنورد به اين قله بهمن خيز صعود كرده اند. اما 35 نفر از آنها جان باخته اند. آناپورنا با 41% مرگ و مير بالاترين ميزان مرگ را ميان قله هاي جهان دارد.
اين قله "آدم خوار" ناميده مي شود. اين هيولاي صخره اي در كشمير خط الراس هاي سنگي و يخي بي شماري دارد. نهمين قله بلند جهان است و ضلع جنوبي اش بلندترين يال را در بين كوههاي زمين داراست. قبل از اينكه Herman Buhl در سال 1953 آن را فتح كند 31 نفر در آن جان باختند.

بهرام نیاستی در حادثه سنگنوردی جان به جان آفرین تسلیم کرد

بهرام نیاستی کوهنورد با اخلاق٬ مهربان و دوست داشتنی ساکن مشهد (اهل مازندران) روز جمعه ۱۵ خرداد بر اثر سانحه سنگنوردی در اخلمد درگذشت. وی هنگام فرود از مسیر "پر سر و صدا" از محل کارگاه بالایی حدود ۶۰ متر به کف دره سقوط کرد.این فقدان را به جامعه سنگنوردی تسلیت عرض مینماییم.راستش دیگه نوشتن از این نوع برام خیلی سخت شده ،یعنی تحمل دیدن پر پر شدن دوستان و همنوردان را ندارم .خدا رحمتش کند.
روستای ایده لیک از توابع لایین نو دارای موقعیت جغرافیایی طول ¢ 33 ° 59 عرض ¢ 03 ° 37 است. معتدل و خشک در ۱۸۹کیلومتری شمال غرب مشهد میباشد. ایده لیک به معنی آب زیاد است. ارتفاع روستا از سطح دریا ۱۰۵۰ متر، فاصله آن تا کلات ۳۳ کیلومتر است. روستا در حاشیه دربند زو قرار دارد و دارای آب فوق العادهای است. رودخانه ایده لیک از دامنههای شمال شرقی هزار مسجد سرچشمه میگیرد پس از طی طول دره آن در ارچنگان به مرز ترکمنستان میریزد.
روز چهارشنبه ۲۰ نفر میشدیم که از جاده کلات نادری راهی روستای ایده لیک شدیم.جادهای بسیار زیبا با منظره های زیباتر و چشم نوازتر .پس از گذشتن از پیچ و خمهای جاده از دور سلامی به قصر با شکوه خورشید داده و ادامه مسیر میدهیم .بعد از طی ۳۰ کیلومتر در سمت چپ از جاده خاکی روستا قاباخ به راه خود ادامه دادیم و به روستای ایده لیک رسیدیم و در یک میدانگاهی نزدیک رودخانه چادر زدیم هوا خیلی خوب بود .صبح با بیدارباش زود هنگام جواد از خواب بیدار شدیم ولی ساعت ۷.۳۰ به سمت دره زیبای ایده لیک حرکت کردیم .واقعا زیبا بود و شروع کردم به عکاسی از کوههای بسیار زیبای هزارمسجد گرفته تا شالیزارهای زبیا و دوستان عزیزم .پس از گذر از شالیزارها و باغهای سر سبز و خرم ساعت ۸.۴۵ به پرورش ماهی رسیدیم و برای شام هم چند تا قزل آلای خوشمزه خریدیم و تقریبا از همین جا دره شروع شد .با رسیدن به چشمه ای که آب روستا را تامین میکند و نوشیدن آبی گوارا بره افتادیم .ساعت ۱۰ با اصرار تعدادی از دوستان توقف طولانی ۴۵ دقیقه داشتیم که به نظر من لازم نبود.واقعا منطقه زیبا و بکر بود از تماشای منطقه سیر نمی شدم .هر چه جلوتر میرفتیم زیبایی و عظمت دره بیشتر میشد .در چند ساعت اول راهپیمائی، دره بازو هموار بود.ساعت ۱۱.۴۵ پس از رسیدن به اولین آبشار (که ارتفاع آن کمتر از 3 متر است) عرض دره به چند متر میرسید. کف دره در بعضی قسمتها دارای شکاف و حوضچههایی بود. دریال سمت چپ چند دره فرعی که خود را تا بالای ارتفاعات شمالی سیستان و ارتفاعات سینی میکشانند، دیده میشد که دارای اختلاف ارتفاعی حداقل 1400 متر میباشد.صعود از آبشارهای منطقه به ورزیدگی و کمی هم اطلاعات سنگنوردی احتیاج داره وگر نه گروه با مشکل مواجه میشند .ماهم چون تعدادمون برای دره نوردی زیاد بود پای هر آبشار برای صعود و فرود خیلی معطل میشدیم .ساعت ۱۵.۴۵ به آبشار دوم که ارتفاعی بین ۵ تا ۸ متر داشت رسیدیم و دوباره مهدی و جواد و شهاب وشاهین و سجادو همه دوستان با همکاری هم گروه و کوله ها را از آبشار رد کردندوساعت ۱۷.۱۵ به آبشار سوم و آخرین آبشار رسیدیم .در سمت راست و بالای آبشار یک رول پانچ (Roll Panch) و در سمت چپ یک مسیر تراورس سنگنوردی دیده میشود که مناسب برای بالا رفتن از آبشار میباشد. این ابشار دارای ارتفاعی بین 4 تا 7 متر میباشد. ساعت ۱۸ هم بخاطر خستگی تعدادی از دوستان اطراق کردیم هر چند که تا انتهای دره سیستان هنوز ۱.۳۰ را داشتیم .چادر زدیم و استراحت و عکاسی و صحبت و اشپزی وتهیه سوپ و ماهی کبابی .دست راحله و جواد درد نکنه خیلی خوشمزه بود .البته من قصد داشتم شام را با سمانه و شهاب بخورم و تو چادر اونها هم بخوابم ولی نشد و دوستان به من خرده گرفتند!!!!صبح هم هنوز سر و صورتم درست وحسابی آب و شانه نکرده بودم که دیدم توران منو صدا میزنه و دوربین میخواد .ازش پرسیدم کجا؟کفت انتهای دره .پیاده روی اول صبح تو آب سردبرای اعصاب پریشان من لازم بود،راهی شدم غافل از اینکه با دوستان دیگه برای رفتن هماهنگ نشده.ساعت۷.۱۵ بود .ساعت ۸.۳۰ هم بعد ۱ساعت و ربع راهپیمائی به ابتدای دوابی دره سیستان و انتهای دره ایده لیک رسیدیم. مناظر این قسمت از دره بی نظیر ه، جنگلهای اورس با مراتع دائمیسرسبز، خود را تا بالای ارتفاعات سیستان میکشانند. پس از طی این مسیر به دهانه درههای دلوچه و سیستان میرسیم، دره بسیار عریض سیستان در سمت چپ، به طرف شرق و دره دلوچه بطرف آبشارهای شهشو و قله هزار مسجد پیش میرود.واقعا لذت بردم کاش میتونستم همه شما را اونجا ببرم .من با چشمای خودم بزرگی و زیبایی و عظمت خدا و کوچکی خودم را در این دنیای بیکران حس کردم .دلم میخواست میشد دو سه روزی تو منطقه بمونم .ساعت ۸.۴۵ برگشتیم و تا جایی که میتونستم عکس گرفتم .ساعت ۱۰.۱۵ به گروه رسیدیم .سنگینی را تو نگاه همشون احساس کردم همه آماده برگشت بودند بعدا فهمیدم که به بقیه بچه ها نگفته بودند هر کسی دوست داره تا انتهای دره بیاد باید صبح زودتر بلند بشه .خدایا کمکم کن.ما هم بعد یک ربع کاسه و کوزه مون را جمع کردیم و مسیر دیروز را برگشتیم وصحیح و سالم به روستا رسیدیم.
۱۰.۴۵ برگشت ـ۱۱ آبشار سوم ـ ۱۲ آبشار دوم ـ ۱۲.۴۵ آبشار اول ـ ۱۴.۳۰ استراحت و نهار ـ ۱۶.۱۵ ادامه میسر ـ ۱۶.۴۵ استراحت ـ۱۷.۴۰ پرورش ماهی ـ۱۸.۱۵ روستای ایده لیک.
تذکرات لازم:
ـحتما در این برنامه ها کفش کوهنوردی بپوشید وگرنه مثل من مجبورید انگشتانتون را باند پیچ کنید و هر یک ساعت ماسه های کفشتون را خالی کنید! و کف پا هم که بماند!سنگینی کفش مهم نیست .
-حتما طنابچه انفرادی و کارابین و حتی الامکان اسلینگ همراه داشته باشید .
ـاگر دوست دارید سالهای سال به دامن طبیعت برید ،هیچوقت با کوله سنگین حرکت نکنید .به نظر من کافی میکس و نوشابه و گرجه و خیار اضافی ارزش نداره که نه زانو و کمرتان آسیب برسه.
ـموبایل در این منطقه آنتن نداره.
ـ هیچ وقت در مسیر بیخود و بی جهت نپرید و فشار مضاعف به زانوهاتون وارد نکنید .پرش فقط با پنجه پا.
ـحرکت همه گروه با هم .توقف با هم .تا کی باید این نکته را تذکر بدیم.
ـبا سرکشی و تمرد از سرپرستان ،خود و گروه را به درد سر نیندازیم.
عکسهای زیبای برنامه هم تقدیم شما خواهد شد.
جنگل زیبا و خوشآب و هوای ابر با مختصات جغرافیایی N36.70458 E55.07621 و ارتفاع ۱۷۶۴ در ۵۰کیلومتری شمال شرق شاهرود و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در امتداد قله 4000 متري شاهوار قرار دارد .روستای ابر ادامه جنگلهای سرسبز شمال کشور است و ازآنجا که فضای این جنگل را پوششی از ابر فرا گرفته به همین دلیل این جنگل را جنگل ابر مینامند . مجاورت دو ناحيه كم فشار و پرفشار (دشت گرگان و منطقه ابر) باعث شده هر وقت زمين انرژي ميگيرد ابرها جابهجا شوند.ارتفاع زیاد جنگل از سطح دریا، پایین بودن درجه حرارت درفصل گرماو وجود چشمهسارهای فراوان و پوشش جنگلی متنوع از شاخصههای این جنگل است .
روز چهارشنبه ساعت ۲۴.۲۰ که بهتره بگم بنچ شنبه ساعت حرکتمان به شاهرود بود دوچرخه هامون را هم حسابی نوارپیچ کردیم و صبح با کامیون فرستاده بودیم . مثل همیشه خیلی زود به راه آهن رسیدم یعنی ساعت ۲۲.۲۰ و باید دوساعت در سالن انتظار معطل میشدم خوشبختانه خیلی از دوستای گلم اومده بودند اولین نفری را که دیدم آیلین بود خیلی خوشحال شدم چون خیلی دوستش دارم ویک ساعت بعدی متوجه نشدم چطوری گذشت.تو قطار با دوستان خیلی عالی بود .قطار با تاخیر ساعتهای ۸ به شاهرود رسید و چند تا از دوستان از تهران به ما ملحق شدند و آقای مهندس سیفی مسئول تدارکات گروه که مردی بسیار دقیق وتمیز و خوش اخلاق و خوش برخودند هم با دوچرخه ها در راه آهن بودند .هوا کمی گرم بود و طبق نظرات کارشناسان هواشناسی ما در این دوروز فقط بارش پراکنده و خیلی کم باران را خواهیم داشت که از یک نظر خوب بود چون برنامه با توجه به شیب بسیار زیاد منطقه و گلی نشدن سطح جاده با ایمنی خیلی بیشتری برگزار میشد ولی من دوست داشتم خیلی باران بیاد. از راه آهن با یک دستگاه اتوبوس از جاده خوش ییلاق راهی منطقه ابر شدیم.و از جادهای نرسیده به جاده اصلی ایر ولی همراستا با آن به سمت چپ رفتیم چون ما نمی خواستیم از روستای ابر عبور کنیم و پس طی مسافتی در سمت چپ جاده خاکی و در زیر درختان و کنار یک چشمه برای صبحانه توقف کردیم و دوچرخه ها را هم از ماشین پیاده کردیم و بعد از مرتب کردن دوچرخه ها و ۲ ساعت توقف به راه افتادیم. تیم ما در این سفر یک دست نبود و بعضی از دوستان هم دوچرخه هایشان سرویس نشده بود برای همین بعد از ده دقیقه مجبور به توقف شدیم .دوباره به صورت پراکنده به راه افتادیم .همه سربالاییها را به عشق سرازیریهای خیلی تند فردا رکاب میزدم و خیلی از مسیرها را هم از دوچرخه پیاده میشدم چون احساس میکردم فشار زیادی به زانوهام میاد .هوا هم گرم بود و تا ده کیلومتر مسیر پوشش استپی و تپه ها پوشیده از گیاهان گون آویشن و چای کوهی و علفزار بود.تعدادی از بچه ها بخاطر خستگی با دوچرخه هاشون با ماشینهای رهگذر که خیلی لطف زیادی داشتند به محلی که برای نهار توقف داشتیم رفتند.کم کم منطقه داشت شکل و شمایل جنگلی به خودش میگرفت برای نهار توقف کردیم.بعد از به قول بعضی ها ناهار و استراحت آقای هوشیار و چند تا از بچه ها رفتند تا محل مناسبی را برای اطراق شبانه پیدا کنن که یک ساعت طول کشید و با اومدنشون ما هم راه افتادیم در مسیر های جنگلی و زیبا رکاب زدیم ولی از آن همه ابری که همه تعریف میکردند اصلا خبری نبود .. دریغ از یک ذره ابر و مه تا آخر شب .در نزدیکیهای محل شب مانی به یک سرازیری بسیار تندی رسیدیم راستش زیادی شیب بود .زینهای دوچرخه را دادیم پایین و با رعایت تمام نکات ایمنی راه افتادیم دو سه تا از بچه هایی که جلوتر از من بودند کله پا شدند منم علاج واقعه قبل از وقوع کردم و از دوچرخه پایین اومدم و یک قسمتی را پیاده رفتم فکر کنم تو همین مسیر ۷ تا از بچه ها زمین خوردند با آسیبهای جزیی.به محل شب مانی رسیدیم .خیلی زیبا بود و بدون ابر .از اینجاقلعه موران زیبا هم دیده میشد . .بعد خیلی سریع چادر زدیم بعد آتش بزرگی درست کردیم و سرود و شام و استراحت . شب هم باد خیلی شدید بود و نزدیک بود چادرامون را از جا بکنه .صبح هم یک کمی ابر از ته دره بالا اومده بود و قسمت پر هیجان برنامه یعنی دوچرخه سواری در سرازیریهای تند شیرین آباد شروع شد .واقعا عالی بود مخصوصا بعد از شیرین آباد که جاده آسفالت بود خیلی احساس خوبی داشتم بی نظیر بود.سبقت از بچه ها و سرعت و هوای عالی با منظره های قشنگ .وقتی هم که به به سطح نسبتا صاف رسیدیم و تا اول جاده ای که به علی آباد میرسید دیگه رکاب نزدم و تقریبا در آخر گروه و خیلی ارام برای خودم دوچرخه سواری کردم بعد هم رفتیم به سمت آبشار کبودال و دوچرخه سواری در جنگل که خیلی خوب بود و همین جا بود که با پرت شدن حواسم با دوچرخه تو هوا معلق شدم و دور خودم چرخیدم و خوردم زمین ولی خوشبختانه کاریم نشد بعد از نهار بچه ها یک عده رفتند ابشار و یک عده دیگه رفتند تا آلاچیقها .بعد هم رفتیم علی آباد و با اتوبوس به مشهد برگشتیم.
خبر کوتاه و بس سنگین .این ضایعه اسفبار را به خانواده محترم معماری و ترابی وکشمیری و جامعه کوهنوردی هرمزگان تسلیت میگم.
پی نوشت ١ : شنبه تیمی از هرمزگان به سرپرستی ساجده کشمیری و مهدی معماری برای صعود به دماوند راهی پلور و سپس بارگاه سوم میشوند. روز بعد جهت صعود چهار نفر از اعضای تیم دو خانم و دو آقا به سمت قله حرکت کرده که به علت خرابی هوا و بوران و برف از مسیر اصلی منحرف شده و از جبهه غربی سر در می آورند . همزمان با تاریک شدن هوا تصمیم میگیرند اتاق برفی ساخته و تا صبح بیواک کنند که متاسفانه دو نفر یک آقا و یک خانم (فرخنده معماری) از سرما جان خود را از دست میدهند. ساجده کشمیری و مهدی معماری تصمیم میگیرند برگردند که در راه بازگشت ساجده پرت میشود و متاسفانه فوت میکند. معماری تنها برمیگردد. فردا تیم امداد برای بازگرداندن پیکرشان به منطقه اعزام خواهد شد.
سالهاي 1356و1357 در دبيرستان دانش بزرگنيا،هسته گروه تشكيل شد و 12،10 نفر ا ز همدرسي هاي سال سوم دبيرستان كار را به پيشگامي آقاي عباس جعفري با كوهنوردي وپياده روي آغازكردند. 1358- نام كلوپ كوهنوردان آزاد مشهد را بر خود نهادند و از همان سال اقدام به تايپ و تكثير برنامه ها و جزوات آموزشي مي كردند. برنامهها، بيشتر به كوهپيمايي در خلج، سنگ نوردي در سنگ سياه، و غار نوردي مغان خلاصه مي شد.
1359- براي رسميت بخشيدن به فعاليتها ، اقدام به تدوين اساسنامه اي با همان نام نموده كه كلمه غير فارسي كلوپ مورد اعتراض مسئولين واقع شد ودر آن سال گروه كوهنوردان آزاد مشهد اساسنامه كاملي به هيئت كوهنوردي خراسان واز آن طريق به فدراسيون ارسال كرد. بدينوسيله اولين اساسنامه رسمي بعد از انقلاب و نخستين درخواست به ادامه كار گروهي، و به شكل رسمي اعلام گرديد. وآقايان عباس جعفري ،مجيد مذهبي وجواد جباري بعنوان هيئت مؤسس انتخاب و معرفي شدند.
1360- در كش و قوس رسميت گرفتن بوديم ودر اين ايام كارهاي كوهنوردي به صورت تشكيلاتي تر ادامه داشت و به جرات مي توان گفت كه دهه 60 جزء بهترين سالهاي فعاليت آن گروه كوچك بودكه كار هاي بزرگي از جمله گشايش ديواره هاي بلند در استان و خارج از استان ،بازديد و پيگيري رشته غارنوردي،كشف چندين غار در استان، بازديد از غارهاي بزرگ و زيباي كشور ، تأسيس صندوق قرضالحسنه با نام(امام حسن عسگري ع )انجام شد. برگزاري جلسات دوشنبه ها ابتدا در منازل و سپس با تهيه مكان ثابت اجاره اي در ميدان ضد بطور مستمر وسازمان يافته ادامه پيدا كرد.
1370- تا اين سال رسميت گروه از طرف فدراسيون مورد تاييد قرار نگرفته بود.پس از بررسي هاي لازم به اين نتيجه رسيديم كه نام گروه آزاد به آزادگان تغيير كند ( چون اشكالي بود كه در عدم بر رسميت شناختن مؤثر بود و اعلام نمي شد). پيمايش غار پرآو بعنوان چهارمين تيم ايراني در دهه هفتاد ،گشايش بيش از 2000 متر ديواره در خراسان و مخصوصاً د راخلمد ، صعود ديواره هاي بيستون – لجور اراك ، صعود هاي زمستاني ديواره ها و قلل، تشكيل كميته غار نوردي و نگاه جديتر به غار نوردي درآن زمان،ارتباط با پيشكسوتان وپيشگامان غارنوردي و جمع آوري اطلاعات موجود،به عنوان حركتي رو به جلو براي گروه به شمار مي آمد.ارتباطات بين اعضا از همان تشكيلات اوليه بصورت ارتباطات خانوادگي بود و اين موضوع ريشه دوستي ها را به خانواده ها كشيده و رمز موفقيت گروه را رقم مي زد.از فعاليت هاي ديگر گروه شركت مؤثردرگردهماييهاي مختلف نمايشگاهي با عنوان موفق ترين تيم استان بود. و نهايتاً اواخر سال 79 تصميم به ثبت گروه كوهنوردي با عنوان مؤسسه گرفته شد.
1380- آغاز دهه جديدكوهنوردي كلوپ آزاد-گروه آزاد مشهد – گروه كوهنوردي سروش(آزادگان) ومؤسسه كوهنوردي آزادگان- موفق به ثبت مؤسسه شده و نخستين باشگاه كوهنوردي را در زير چتر يك مؤسسه رسمي تأسيس كرد. براي رسميت باشگاه مي بايست يك مدير داخلي آقا و خانم كه مورد تاييد سازمان تربيت بدني باشند ، معرفي مي كرديم. دو باره تلاش جديد براي به رسميت شناختن آغاز شد . كارهاي كوهنوردي رنگ و بوي تازه اي گرفت كارهاي بزرگي انجام شد.شروع تمرين هاي ورزشي نقطه عطف آشنايي با اعضاي جديد وآمادگي جسماني آنها براي اجراي برنامه ها ي پر بارتر با صعود به قلل داخل و خارج استان با افراد بيشتر، صعودهاي سراسري و چند جبهه اي قله دماوند، علمكوه سبلان و تعدادي صعود برون مرزي درمناطق نپال از ديگر فعاليت هاي دهه 80 را تشكيل مي دادند.
انتقال دفترگروه به موقوفات آقاي دكتر بسكي، مرمت و قبول توليت وقفيات ايشان از كارهاي جنبي بود. برگزاري جلسات مستمر و مدون هيئت مديره، مجامع عمومي و عضو گيري با رعايت كامل آيين نامه از موفقيت هاي كارهاي تشكيلاتي اين برهه بود.
افزايش تعداد اعضاء درسالهاي اخيرباعث كم رنگ شدن ارتباطات خانوادگي سالهاي گذشته گرديد. و همين موضوع عاملي شد كه خانواده ها از كوهنوردي فاصله گرفتند. لذا در سال 1382 براي آشنايي بيشترو نزديك شدن خانواده ها اولين گردهمايي خانوادگي اعضا در دره بوژان كه به همت مسئولين باشگاه انجام شد و آش رشته اي فراموش نشدني تهيه گرديدو به نيت نياكان آش رشته، كه رشته محبت را زياد مي كند محفل انس و محبت بنيان نهاده شده و ا زآن سال تقريباً هر سال در يكي از روزهاي پاييزي فصل رنگ و دگرگوني دور هم جمع مي شويم و برگ هاي زردو نارنجي و قهوه اي زندگيمان را مي ريزيم به اميد رويشي دوباره سبز و تازه به استقبال زمستان و بهار مي رويم از همه خصوصاً آقاي محولاتي كه اين سنت را همه ساله دنبال كرده و هر بار پر شور تر از سال قبل اجرا مي كنند سپاسگذاريم. تاريخچه از: جواد نظام دوست
|
برنامه کوهپیمایی |
برنامه کوهنوردی |
برنامه سنگنوردی |
تاریخ |
| |||||||||
|
سرپرست |
مدت |
عنوان برنامه |
سرپرست |
مدت |
عنوان برنامه |
سرپرست |
مدت |
عنوان برنامه | |||||
|
هوشيار |
15 |
سفر نوروزي تركيه |
عزیزی |
10 |
سفر نوروزي |
…………… |
……… |
آزاد |
ابتداي سال |
فروردین | |||
|
فرباب |
1 |
خاج به سد طرق |
|
|
|
م.حسيني |
1 |
اخلمد |
جمعه 14 | ||||
|
سعیدی |
1 |
آبشار دره فرعی آبقد |
كوهستاني |
1 |
غار للو چناران |
نيك اندام |
1 |
اندرخ |
جمعه 21 | ||||
|
هادي عراقي |
1 |
دره خور کلات |
محمدپور |
۱.۵ |
فریزی به بار |
صفرزاده |
1 |
امداد ونجات |
جمعه 28 | ||||
|
جوادزاده |
1 |
دره بالندر |
عليرضا عراقي |
1 |
قله سرآخور |
مصطفوي |
1 |
كمرچاه |
جمعه 4 |
اردیبهشت | |||
|
بروغني |
1 |
دره جنگ هزارمسجد |
جزايري |
1 |
سه قله (زش،شیر،چم) |
كاظم زاده |
۲ |
گشايش- پرستو |
جمعه 11 | ||||
|
حسين خوشدل |
۱.۵ |
منطقه گلول |
جوادزاده |
1 |
قله و غار مغان از بالندر |
فرزان |
1 |
اخلمد |
جمعه 18 | ||||
|
فرجي |
1 |
قطار اولنگ |
مسيحآبادي |
۳ |
پيرگردكوه گرگان |
كميته فني |
۲.۵ |
مراوه تپه |
جمعه 25 | ||||
|
ليلا ابراهيمي |
1 |
دره بوژان |
صفرزاده |
۱.۵ |
شیرباد به بوژان |
خامس |
1 |
هفت حوض |
جمعه 1 |
خرداد | |||
|
ذاكريني |
1 |
كوه كیس مار |
عزیزی |
۳ |
شیرکوه یزد |
كاظم زاده |
۲ |
اخلمد-گشايش |
پنجشنبه 7 جمعه 8 | ||||
|
خامس |
1 |
دره خوشرو |
هوشیار |
۳ |
دوچرخه جنگل ابر | ||||||||
|
بايايي |
۲ |
رادکان، ريشخوار.... |
حاتمی |
۴ |
ترکمن صحرا، دوچرخه |
ناصر اكبري |
۲ |
ملكوه ديواره و قله |
پنجشنبه و جمعه 14و 15 | ||||
|
امينالرعايا |
1 |
دره کشوه |
اسلامی |
۴ |
منطقه دریوک | ||||||||
|
فهمیده |
1 |
دولت آباد شیرباد |
علي سليمي |
۱.۵ |
قله بینالود |
صفرزاده |
۱.۵ |
ديواره سفيد |
جمعه 22 | ||||
|
م. حسينزاده |
1 |
ایدلیک |
حسن وفايي |
۱.۵ |
چرم سیستان ایدلیک |
ج.حسابي |
1 |
قلعه ماد |
جمعه 29 | ||||
|
فرجي |
1 |
درخت جوز |
بابك سليمي |
۱.۵ |
قله تیغ بل |
زحمتكش |
1 |
امداد و نجات |
جمعه 5 |
تیر | |||
|
م.ابراهيمي |
1 |
پلنگ دره شیروان |
هوشیار |
4 |
آبشار ساواش، فیروزکوه |
حسيني |
۱.۵ |
پرده عقابها |
جمعه 12 | ||||
|
محسني |
1 |
دره هفت غار |
حسين صبوري |
۱.۵ |
بابارمضان، خاکستر .... |
زرين |
1 |
ابزار گذاري |
جمعه 19 | ||||
|
حسابي |
1 |
امرودك |
زحمتكش |
۶ |
علم کوه |
جمعه 26 | |||||||
|
علي كريميان |
1 |
آبشار بار نیشابور |
مصطفوي |
۱.۵ |
زو سیاه هزار مسجد |
… …………… |
… …… |
… …… …… |
جمعه 2 |
مرداد | |||
|
محولاتي |
1 |
حاتم خان شیروان |
آدمي |
1 |
خور به زشک |
رضايي |
2 |
گشايش-سروش |
جمعه 9 | ||||
|
عزيزي |
۳ |
دوچرخه شاهرود گرگان | |||||||||||
|
محيط |
1 |
حمام قله کلات |
علیان |
۴ |
دماوند |
س-سعيدي |
1 |
دره جنگ |
جمعه 16 | ||||
|
دكتر تقوي |
نیم روز |
دره دهبار |
عباسزاده |
۱.۵ |
دره شمخال |
هوشيار |
۱.۵ |
دره شمخال |
جمعه 23 | ||||
|
حاتمي |
۱.۵ |
آق کمر شیروان |
دامون عليان |
۱.۵ |
دره اجنه اخلمد |
كميته فني |
1 |
دره اجنه اخلمد |
جمعه 30 | ||||
|
ابراهیمی |
نیم روز |
فلسکه |
|
|
|
نيك اندام |
نیم روز |
اندرخ |
جمعه 6 |
شهریور | |||
|
حسن زاده |
نیم روز |
چمن |
|
|
|
زرين |
نیم روز |
آموزش |
جمعه 13 | ||||
|
باغبان |
نیم روز |
زشک |
|
|
|
حسيني |
نیم روز |
ماموت |
جمعه 20 | ||||
|
آذرآز |
نیم روز |
دره كوچك كنگ |
|
|
|
محولاتي |
نیم روز |
همايش |
جمعه 27 | ||||
|
عيـــــــــــــــد سعيــــــــــــــــد فطـــــــــــــــر |
یکشنبه29 | ||||||||||||
این جنگل با مساحت ۱۲۰۰۰ هکتارو پوشش گیاهی درختان برگ پهن در مجاورت روستای ابر شاهرود واقع گردیده و از لحاظ موقعیت در ۵۰ کیلومتری شمال شاهرود و ۳۵ کیلومتری شمال شرق سمنان قرار داردو زیبایی آن فراتر از یک جنگل است . چون يك اقيانوس ابر اضافه تر از جنگل هاى شمال و شمال غرب دارد. اين جنگل در استان سمنان و در نزديكى روستاى ابر واقع شده و تقريباً مرز سمنان و گلستان است؛ جايى كه از ضخامت كوه هاى البرز كاسته مى شود و ابرهاى گرفتار در پشت اين ديواره از لابه لاى دره ها به سمت جنوب سرازير مى شوند. به همين خاطر تقريباً از بعدازظهر تا نيمه هاى شب با سرد شدن هوا چنان مى نمايد كه جنگل به روى ابرها سوار شده است. ديد كاملاً محدود و شب بسيار سرد مى شود. اين اتفاق منطقه ابر را دگرگون كرده و آب و هوايى متفاوت از سراسر سمنان به آن داده است. جنگل ابر رسم كويرى خارتوران و گرماى بسطام و خرقان را زير پا گذاشته است. با بيست دقيقه رانندگى در اين منطقه مى شود از پوشش انبوه جنگلى و سرماى استخوان سوز به پوشش استپى و سپس كوير رسيد. اين تناقض و آغشته بودن به ابر دليل شهرت رويايى بودن جنگل ابر بين طبيعت گردان است.در قسمت هاى جنوبى جنگل، يعنى قسمتى كه به تمدن نزديك تر است پوشش گياهى تنك ديده مى شود. هرچه پيش بروى اين پوشش انبوه تر مى شود. در عمق جنگل تپه هاى پرشيب وجود دارد كه سراسر پوشيده از درختان بلند است. رودخانه اى نيز در اين عمق جارى است. مشهورترين درخت منطقه اورس است. درختى با ريشه هاى بلند كه روى زمين مى خزد. به خاطر هجوم ابرها و محدود شدن ديد بايد زمان مناسب را براى راهپيمايى در جنگل انتخاب كرد. آفتاب كه بزند مى شود گشت و گذار را شروع كرد. جنگل ابر پر از تپه است. تپه هايى كه شيب ملايم و پوشش تنك دارند بهترين انتخاب براى گلگشت اند. از روى همين تپه ها تصوير كوچك قلعه ماران، يادگار ايلامى ها را هم مى شود روى كوه مشاهده كرد. با توجه به اينكه راه پاكوب در اين تپه ها كمتر به چشم مى خورد و گاه سراسر تپه پوشيده از گياه است بايد كفش مناسب و گتر به پا داشت. در اين گلگشت ها احتمال بر خوردن به گله هاى كوچك گوسفند و بز هم هست كه در آغلى كوچك كه كنار چشمه هاى پر آب ساخته شده اند نگه دارى مى شوند.
مناطق ابتدايى جنگل ابر ييلاق چوپانان گلستانى است، اما در عمق جنگل اثرى از انسان ديده نمى شود. سه چهار ساعت مانده به غروب، با كاهش دما ابرها به جنگل سرازير مى شوند و گستره ديد كاملاً محدود مى شود. به همين دليل از اين زمان تا دميدن دوباره آفتاب بايد از گردش دست برداشت. همچنين در كوتاه ترين گردش هم بايد خوراكى و آب و چراغ قوه به همراه داشت، چون گاهى اين ابرها هستند كه زمان گردش را تعيين مى كنند. نزديك صبح دوباره از شدت ابر كاسته مى شود و دره ها از ابر پر و خالى مى شوند. صبح زود بهترين زمان براى عكاسى است. وقتى كه ابرها بيايند به خاطر رطوبت نمى توان از دوربين هاى ديجيتال استفاده كرد. تابستان بهترين فصل سفر به ابر است. فقط ممكن است اواخر شهريور، پاييز در رفتن به ابر تعجيل كند. پاييز با اينكه توفان رنگ ها را به جنگل ابر مى برد ممكن است با سرماى طاقت فرسا اجازه گشت و گذار و شب مانى را از گردشگران سلب كند. با توجه به اينكه اين منطقه كاملاً دست نخورده است هيچ امكانات رفاهى در آن يافت نمى شود. بنابراين براى گذران شب بايد به خانه هاى روستاى ابر و يا چادر زدن در دل جنگل فكر كرد.
با توجه به سرماى شديد هوا در شب بايد كيسه خواب، لباس گرم و بادگير به همراه داشت. (به دليل رطوبت ۹۵ درصدى هوا براى جلوگيرى از خيس شدن بايد بادگير پوشيد.) .این منطقه در بیش تر فصول سال پوشیده از ابر است که از کرانه های خزر توسط جریان باد به ارتفاعات کوهستان هدایت شده و به علت بلندی این مکان و پوشیده شدن از جبال مرتفع حالت متراکم پیدا نموده و به ندرت از ارتفاعات و یا روزنه های جبال عبور کرده و به سمت دامنه جنوبی البرز و منطقه کویری جریان می یابد. غلظت ابر و مه در اغلب فصول در این جنگل باعث ایجاد پوشش گیاهی جالب و متنوع شده است و هم چنین وجود ابر در سطح پایین دست ، زیبایی این جنگل را دو چندان کرده است. با گذر از عبورگاه های این جنگل در شرایط آب و هوایی نیمه مرطوب در تابستان محیط نشاط انگیزی را برای هر مسافر به وجود می آورد. این جنگل در زمستان اغلب برفگیر و سرد است. جنگل ابر یکی از بهترین نمونه های جنگل های بلوط در ارتفاعات کوهستانی شمال کشور می باشد و جزء مناطق گردشگری استان محسوب می شود.
عکسهای جنگل زیبای ابربعد از برنامه تقدیم خواهد شد.
قسمتی از مطالب برگرفته از روزنامه شرق.
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
**
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست
**
گفتی بناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
**
آن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
آن ناز و باز تندی دربانم آرزوست
**
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
**
زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول
آن های و هوی و نعره ی مستانم آرزوست
**
والله که شهر بی تو مرا حبس میشود
آوارگی کوه و بیابانم آرزوست
**
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست
**
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
**
گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
گفت آن چه یافت می نشود آنم آرزوست
ارتفاعات گلیل در 80 کیلو متری شمال شیروان و در مرز میان ایران و ترکمنستان واقع است . گلیل یکی از مناطق حفاظت شده ایران می باشد . به دلیل جلوگیری از چرای دام و دیگر بهره برداری ها ، منطقه نسبتا دارای محیطی دست نخورده است. دارای پوشش جنگلی تنک درختان ارس است و می توان بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی را در آن جا یافت .به دلیل بارشهای زیاد امسال فکر میکردم که منطقه نسبت به سال گذشته بسیار زیباتر باشد که اینطور نبود.
منطقه گلیل ، دره منتهی به گول سرانی
در روز پنج شنبه۱/۳/۱۳۸۸ به سمت منطقه گلیل حرکت کردیم .از جاده فرعی روستای زیارت در کیلومتر 5 جاده شیروان- بجنورد با گذر از روستاهای لوجلی ،پالکانلو پایین ، کوسه ، تخت ، زیندانلو و نامانلو در حدود به منطقه حفاظت شده گلیل رسیدیم .و جمعه دردره ای که منتهی به گول سرانی ، یکی از جایگاه های زیبا منطقه، حرکت کردیم( گول به معنای جایی است که به طور طبیعی آب بسیاری در آن جمع می شود.نوعی استخر طبیعی.) . این دره در راستای شرقی – غربی است و ما به سمت غرب ، به سوی گول سرانی دره را پیمودیم.
فاصله شیروان تا منطقه گلیل 80 کیلو متر است . جاده از شیروان تا روستای نامانلو آسفالت است (حدود 65 کیلومتر) و پس از آن جاده خاکی می باشد.آخرین روستای مسیر نامانلو می باشد.به علت تحت حفاظت بودن منطقه در صورت نیاز به برپایی آتش ، هیزم مورد نیاز باید از روستاهای مسیر تامین شود . در محل ساختمان حفاظت محیط زیست منطقه ، چشمه آب وجود دارد . اما نمی توان مطمئن بود که چشمه های درون دره ها آب داشته باشند .
انواع گونه های جانوری منطقه ، عبارت است از پلنگ ، کل ، بز ، قوچ ، آهو ،گراز ، گرگ ، روباه ،کبک و دیگر پرندگان ،انواع مار و مارمولک و ... .
انواع گونه های گیاهی منطقه شامل : سرو کوهی (ارس یا مرخ) ، زرشک کوهی ،انواع گونه های گون ،کتیرا ، انواع لاله ها ،آلاله زرد ، شقایق ، گل پر ، انواع افوربیا ، گونه های خانواده چتریان ، کاکوتی (آنخ) ، چای کوهی(پپوک) ، پونه ، بومادران ، گزنه و گونه های تیره گل گاو زبان ، گونه های چمن و جگن و ... .
در صورت اقدام به اجرای برنامه در منطقه ، همراهی با کوهنوردان آشنا به منطقه و هماهنگی های لازم با هیات کوهنوردی شهرستان شیروان ضروری است .در این سفر دوست عزیزم فاطمه شادمهری از شیروان هم باماهمراه شدند.
از دوست بسیار خوب و با صفا مجتبی نجفیان هم که باعث شدند دوباره منطقه زیبای گلیل را ببینم و عکسهای بسیار زیبایی هم بگیرم تشکر میکنم .
یک ماهی بود که بنا به دلایلی تمرینات مداوم سنگنوردی را در برنامه کارم قرار دادم که خیلی هم خوب و پر باربود این هفته بخاطر شرکت در برنامه دوچرخه سواری جنگل ابر شاهرود هفتم خرداد حتما باید در برنامه امادگی شرکت میکردم وگر نه از برنامه حذف میشدم و خیلی برنامه خوبی بود و به لطف الهی و بارانهای پی در پی واقعا طبیعت زیبا شده و کاش آدمها هم لااقل از طبیعت کمی زیبایی را در فکر و اندیشه و کردار و گفتارشان یاد بگیرند.جمعه صبح ساعت ۶ با دوستان از فلکه پارک به سمت زشک حرکت کردیم و از زشک درجاده سمت راست را به طرف بالا ادامه مسیر دادیم . سربالای ها شیب تند و نفس گیری داشتند که مجبور شدم بعضی مسیرها دوچرخه را خودم بالا ببرم.بعد از چهار ساعت رکاب زدن در سربالاییها به منطقه نسبتا هموار وبعد در مسیر سرپایینی های خیلی تند رسیدیم که خیلی عالی بود و در ادامه مسیرباغهای بسیار زیبای گراخک که پوشیده از شقایق و انواع و اقسام گلهای زیبا و مسحور کننده بود که باعث شد وقت زیادی را به عکس گرفتن اختصاص بدهیم .ساعت سه به رستورانهای شاندیز رسیدیم و بعد از صرف نهار به سمت مشهد حرکت کردیم .
برنامه این هفته در منطقه اندرخ و کوههای پشت سد کارده مشهد به سرپرستی وحید فرزان برگزار شد . هوا بسیار مساعد و خوب بود. پس از رسیدن به منطقه وصرف صبحانه بچه ها دو گروه شدند .یک گروه به سرپرستی مربی تیم تصمیم به صعود دیواره بلند منطقه گرفتند و بفیه افراد در سه مسیر مشخص شده به صورت سرطناب و قرقره چندین بار صعود کردندو در ضمن صعود موارد لازم به هر کدام از سنگنوردان آموزش داده شد .در پایان هم دیواره کوتاه و یومار تمرین شد.
سنگنوردی این هفته در کوههای اخلمد چناران ،در مسیرهای خوش آمدید یا ابوالفضل ،پرسروصدا و... برگزار شد در این برنامه ضمن آموزش قسمتهایی از اصول سنگنوردی دوستان مسیرهایی را چندین بار به صورت قرقره صعود کردند و همچنین روش حمایت فرد صعود کننده نیز آموزش داده شد .
سرپرست:مهدی مصطفوی
مربی :جلال رضایی
امدادگر:مهرداد کرمی
در برنامه یکروزه در منطقه هفت حوض در محل کتیبه با حضور مربیان بسیار خوب آقایان جلال رضایی احمد زحمتکش و حمید صفرزاده با محوریت امداد و نجات انجام شد .در این برنامه مربیان با بیان توضیحات عمومی افراد را به دو گروه تقسیم کردند.گروه اول آموزش حمل مجروح به روش فلاشینزوک و موفلاژ و گروه دوم آموزش اصول و مبانی سنگنوردی. و مدیر باشگاه آقای محولاتی هم تا ظهر در جمع صمیمی بچه ها حضور داشتند .کلاس پربار و خوبی بود .غروب هم ادامه کلاس در باران و تگرگ برگذار شد جای همتون خالی .
گوگد شهری است در بخش مرکزی شهرستان گلپایگان در استان اصفهان
| یکی دژ برامد به راه نخست | ز رزم آوران نام آن را بجست | |
| شنید این سخن نام دژ گوگد است | درو ایمن از هرچه دیو و دد است |
ارگ گوگد دومین بنای بزرگ خشت و گلی ایران است که تاریخ ساخت آن به حدود چهار قرن پیش بازمی گرددوتنها سند مكتوبي كه ازاين بنا موجود است متعلق به حدود يكصدوچهل سال پيش ميباشد ونشان ميدهد نصف بناي ارگ توسط شخصي بنام عليخان بعنوان مهريه به همسرش واگذارشده است .
ارگ گوگد درمسير جاده معروف ابريشم قرارداشته است ودر ساختمان آن وجود طبقات پائين و بالا بيانگر نظام طبقاتي در اجتماع آن روز گار مي باشد به اين صورت كه استر واستربانان در طبقه پائين ودر مجاورت هم وبازرگانان وافراد شاخص در طبقات بالا مسكن مي گزيده اند به همين دليل در زمان صلح بعنوان كاروانسرا ودر زمان جنگ ويا حمله اشراربعنوان دژ نظامي مورد استفاده قرار ميگرفته است . سوراخهائي روي ديوارها ي مرتفع وجود دارد كه از آن بعنوان سيستم امنيتي هشدار دهنده استفاده مي گرديده ، به اين صورت كه كبوترها را در اين سوراخها اسكان مي داده اند كه شب هنگام با بيقراري وسروصداي اين كبوتران متوجه ورود مهاجمين توسط قلاب يا نردبان مي شدند.
درروي درب ورودي شمالي قسمتي بعنوان شاه نشين وجود دارد كه هم اكنون بعنوان سـوئيت ويـژه مـورد استفاده قرارميگيرد وحـوض آبي دراين شـاه نشين وجوددارد كه هـرزمان درب توسـط مهاجميـن آتش زده مي شده است محافظين با تخليه آب حوض، آتش را خاموش مي كرده اند.
درروي درب ورودي ارگ دو دركـوب وجـود دارد، بـزرگتـر را مــرد كـوب وكـوچـكـتررا زن كوب مي نامند كه برعكس بقيه مناطق ايران درگلپايگان زن كوب درسمت راست قراردارد.
از طرفي چاهي در ضلع جنوب شرقي ارگ وجود دارد كه نشان مي دهد براي روزهاي مقاومت و محاصره فكر آب نيز شده است.ارتفاع باروي اطراف قلعه هشت متر اما ارتفاع برجها به يازده متر ميرسد.
در بالاي باروها سوراخهايي جهت تيراندازي يا دفع دشمن در فواصل مختلف در يك متري پشتبام تعبيه گرديده است.
4 برج كه در اضلاع قلعه ساخته شده مدور و كنگرهدار است و هركدام داراي كشيكخانه و غلامگرد ميباشد كه با پلههاي مدور بالاي برج يعني محل ديدهباني و كشيك سربازان مرتبط ميگردد. در هر كشيكخانه اتاقهاي ديگري ساخته شده كه محل استراحت و غذا خوردن و نگهداري اسلحهها بوده است .به نظر من این بنا خیلی مصنوعی باز سازی شده و استفاده از آن به عنوان هتل کم کم باعت تخریب و از بین رفتنش میشه که در ایران چندان هم اهمیت ندارد.
راه های ورود به منطقه :
مسیر اول : مسیر شهر آران به سمت پادگان و سپس جاده خاکی مرنجاب که پس از طی مسافتی در حدود 45 کیلومتر به مرنجاب می رسد
مسیر دوم : مسیر پارک ملی کویر است که از پیشوا آغاز شده و سپس مبارکیه (15 ک.م.) - قصر بهرام (60 ک.م) - کاروانسرای سفیدآب (80 ک.م.) - و سپس مرنجاب (50 ک.م.) می باشد . شایان ذکر است تردد در این جاده تا سفیدآب نیاز به مجوز از سازمان حفاظت از محیط زیست استان سمنان دارد .
مسیر سوم : مسیر کاشان به ابوزیدآباد و سپس کاروانسرای سفیدآب و مرنجاب می باشد .

دوستان خوبم این هم آخرین پستی هست که در آخرین روزهای سال ۸۷ براتون مینویسم چون دارم میرم مسافرت نوروزی به استان زیبای چهارمحال و بختیاری که واقعا از نظر جاذبه های طبیعی بکر و دست نخورده است و حتما جای همه شما راآنجا خالی میکنم پس بدرود و نوروزتان پیروز.

بهار را باور كن
باز كن پنجره را،كه نسيم
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
وبهار روي هر شاخه كنار هر برگ
شمع روشن كرده است.
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فرياد زدند
كوچه يك پارچه ،آواز شدست
و درخت گيلاس
هديه جشن اقاقي ها را
گل به دامن كرده است .
فريدون مشيري
فدراسيون کوه نوردي و صعودهاي ورزشي در خصوص ريزش بهمن در ارتفاعات و کوهستانهاي برف گير کشورهشدار داد.
اين فدراسيون در اطلاعيه اي با توصيه به هم وطنان علاقه مند به کوه و کوه نوردي ،از احتمال ريزش بهمن در روزهاي آينده به ویژه در ارتفاعات پوشیده از برف هشدار داد.
براساس اين اطلاعيه علت اين امر گرم شدن محسوس هوا ، تابش آفتاب و آب شدن برف هاي مناطق کوهستاني اعلام شده است.
امسال تعدادي ازکوهنوردان و گرو ه هاي کوه نوردي به دليل ريزش بهمن دچار حادثه شدند که متاسفانه در برخي موارد منجر به مرگ هم شد.
روز جمعه آخرین برنامه سال را به دوچرخه سواری اختصاص دادم و چه کار خوبی کردم چون دوستانم رو دیدم و یک جورایی شد برنامه خداحافظی با بچه ها که چهارشنبه عازم مسافرت نوروزی به ترکیه هستند .خیلی هم خوش گذشت.
جشن پایان سال باشگاه آزادگان مشهد روز پنج شنبه در تالار بیمارستان فارابی برگزار شد .در این مراسم آقای احمد زحمتکش ضمن خیر مقدم به خانواده بزرگ آزادگان توضیحات کاملی در باره باشگاه ارائه دادند .اجرای موسیقی زنده گزارش قسمت فنی باشگاه توسط آقای جلال رضایی و توضیحاتی درباره گشایش دیواره دمرکازیک ترکیه و نمایش برنامه های شاخص اجراشده در طی سال از دیگر برنامه های این جشن بود .همچنین آقایان دکتر بسکی وامانی و علیان سخنرانی کردند و در پایان از کوهنوردان و پیش کسوتان باشگاه تقدیر شد .عکسهای این مراسم در روزهای آتی تقدیم شما خواهد شد.

بوي باران، بوي سبزه، بوي خاك
شاخه هاي شسته، باران خورده،پاك
آسمان آبي و ابر سفيد
برگهاي سبز بيد
عطر نركس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم كبوتر هاي مست...
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش به حال روزگار . . .
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنجه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار . . .
خوش به حال روزگار . . .
فریدون مشیری
دوستان من پیشاپیش عید مبارک
ثبت جهانی نوروز در تقویم سازمان ملل
چنانچه رای شما مثبت است جهت تایید این پیشنهاد به لینک زیر رفته و فرم را تایید کنید.

عینک آفتابی به عینکی اطلاق میشود که اولاً زیادی نور خورشید را جذب نماید و میزان مناسبی از نور را به چشم برساند و ثانیاً اشعه مضر نور خورشید و به ویژه اشعه فرابنفش (UV) را به طور کامل جذب کند.
با توجه به شدت اشعه آفتاب در کشور ما و گزارشهای متعددی که در مورد زیان اشعه فرابنفش منتشر شده، مقوله استفاده از عینکهای آفتابی اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
انتخاب عینکهای آفتابی اغلب بر مبنای در دسترس بودن، وضعیت ظاهری عینک و قیمت آن، بدون در نظر گرفتن ویژگیهای فنی و نحوه ساخت و نیاز موارد خاص انجام میگیرد. تداوم این روند و عدم توجه به ویژگیهای ضروری عینک و نیز عدم استفاده از عینکهای آفتابی، بر حسب مورد، میتواند تبعاتی از قبیل خیرگی چشم، کاهش حدت بینایی، کاهش حساسیت به کنتراست و احتمالاً ایجاد کاتاراکت و بیماری سنی شبکیه را به دنبال داشته باشد.
با توجه به مراتب فوق به نظر میرسد ارایه یک مقاله علمی در مورد اصول و نحوه انتخاب و استفاده از عینکهای آفتابی ضرورت داشته باشد که این مقاله به همین منظور تألیف و تنظیم شده است.
ویژگی های عینک های آفتابی از نظر نور مرئی خورشید
عینکهای آفتابی معمولی (استاندارد) معمولاً 15 تا 25 درصد از نور را از خود عبور میدهند و این میزان برای اکثر فعالیتهای روزمره کافی است. در سایه، میزان نوری که با این عینکها به چشم میرسد حدود cd/m2 60 است که برای دیدن، هنوز هم کافی است. البته برای فعالیتهای خاصی که در محیطهای بسیار پرنور انجام میشوند، عینکهای تیرهتری لازم است. این فعالیتها شامل ورزشهای زمستانی مانند اسکی و کوهنوردی در برف به ویژه در ارتفاعات زیاد، پرواز در ارتفاع بالاتر از ابرها و فعالیتهایی که در نور شدید آفتاب تابستان در ساعات طولانی انجام میشود، میباشند. برای این گونه محیطها عینکهایی لازمند که فقط 12-8 درصد نور را از خود عبور میدهند و گاهی نیز از عینکهایی که 3 تا 5 درصد نور را از خود عبور میدهند استفاده میشود. این عینکها بسیار تیرهاند و برای رانندگی مناسب نیستند چون در نقاط سایه در جاده و کنار جاده و در داخل تونلها اجازه دید کافی به راننده نمیدهند.
از نظر رنگ عینکهای آفتابی، بهترین رنگ خاکستری است که رنگ اشیا و محیط اطراف را تغییر نمیدهد و با وجود کمکردن نور، رنگ محیط را برای استفادهکننده عوض نمیکند. عینکهای آفتابی قهوهای رنگ و سبز رنگ نیز استفاده میشوند. عینکهای قهوهای، نور آبی آسمان را کاهش و حساسیت به کنتراست را افزایش میدهند که برای رانندگی طولانی، مطلوب است. برای مبتلایان به نقص دید رنگ قرمز نیز، این عینکها دید بهتری ایجاد مینمایند.
البته مبتلایان به نقص دید رنگ سبز و آبی، دیدشان با این عینکها کمتر میشود. مبتلایان به نقص دید رنگ، روی انتخاب رنگ عینک آفتابی بهتر است با چشم پزشک مشورت نمایند. عینکهای سبز رنگ، دیدن نور چراغ قرمز و زرد در تقاطعها را کم میکنند و از این نظر مناسب نیستند. به طور کلی بهترین رنگ برای عینکهای آفتابی در وهله اول خاکستری و پس از آن قهوهای است.
اشعه فرابنفش و تأثیر آن بر چشم
نور آفتاب علاوه بر اشعه قابل رویت دارای اشعه نامریی نیز می باشد که اگر چه دیده نمیشوند ولی تأثیرات مهمی روی چشم دارد. این اشعه شامل نور فرابنفش و مادون قرمز میباشد. طول موج نور مریی بین 380 تا 780 نانومتر است و طول موج کمتر از آن، فرابنفش نامیده میشود. طول موج اشعه فرابنفش A، شامل طول موج 380-315 ؛ فرابنفش B، بین 315-290 و فرابنفش C، طول موج کمتر از 290 نانومتر میباشد. کوتاهترین طول موجهای فرابنفش (UVC) توسط اتمها و مولکولهای نیتروژن و اکسیژن و ازون جذب میشود و به همین دلیل در سطح زمین وجود ندارد ولی با وسایل مصنوعی مانند اشعه جوشکاری و امثال آن تولید میشود. اشعه فرابنفشی که به طور طبیعی به سطح زمین میرسد از نوع UVA و UVB می باشد. قرنیه چشم انسان طول موج کمتر از 300 را به طور کامل جذب مینماید ولی طول موج بالاتر از این طول موج یعنی قسمتی از طیف UVB و طول موجهای بیشتر را به خوبی انتقال میدهد. اشعه جذبشونده چنانچه شدت کافی داشته باشد میتواند باعث آسیب قرنیه شود. اشعه UV پرانرژیترین قسمت طیف نوری خورشید است که به سطح زمین میرسد و توسط مولکولهای هوا پخش میشود و بنابراین در روزهای آفتابی در سطح زمین به وفور موجود است. همچنین اشعه فرابنفش (UVB)B به شدت توسط برف منعکس میشود. سوختگی قرنیه با این این اشعه با نامهای مختلفی از قبیل برفکوری (snowblindness)، کراتیت نوری (photokeratitis)، (actinic keratitis) و غیره نامیده میشود. سوختگی قرنیه با اشعه؛ درد، ترس از نور، اشکریزش و احساس وجود جسم خارجی در چشم ایجاد مینماید. این علایم 6 تا 12 ساعت بعد از تابیدن اشعه به چشم ظاهر میشوند. پوست پلکها و صورت نیز قرمز میگردد. این علایم، ظرف 48 ساعت بهبود مییابند. سوختگی قرنیه در اثر انعکاس اشعه از سطح زمین، آب و آسفالت؛ کمتر از سطح برف پیش میآید چون این سطوح باعث انعکاس شدید اشعه نمیشوند. اشعه موجود در فضا نیز تا حدی توسط ابرو، مژهها و پلکها گرفته میشود.
بنابراین کسانی که در آفتاب بخوابند و به آسمان نگاه کنند به شدت در معرض سوختگی با اشعه UVB قرار میگیرند. از این رو کسانی که حمام آفتاب میگیرند لازم است از عینکهای آفتابی استفاده نمایند. استفاده از عینکهای آفتابی جاذب اشعه UVB برای کوهنوردان در برف و اسکیبازان و کسانی که در سواحل آفتابی استراحت میکنند الزامی و برای سایر فعالیتها در محیطهای آفتابی مورد توصیه اکید میباشد. کسانی که بدون عینک محافظ، به اشعه جوشکاری نگاه میکنند توسط اشعه فرابنفش A، B و C که از جوشکاری ساطع میشوند در معرض آسیب چشمی قرار میگیرند و علایم آنان مانند علایمی که در بالا ذکر شد البته با شدت بیشتر میباشد. تحقیقات علمی نشان دادهاند که در ایجاد ناخنک، برجستگیهای ملتحمه نزدیک قرنیه (pinguecula) و کراتوپاتی آب و هوای خشک (climatic dystrophy)، تماس طولانی با اشعه فرابنفش، نقش مهمی دارد.
عدسی چشم اشعه زیر 400 نانومتر را جذب میکند و بالاتر از آن را از خود عبور میدهد. بنابراین مقداری از اشعه فرابنفش که توسط قرنیه جذب نشده و عبور داده میشود، یعنی بین 300 تا 380 نانومتر، توسط عدسی جذب میگردد و به این طریق، عدسی به عنوان فیلتر اشعه UV عمل مینماید و مانع از رسیدن این اشعه به شبکیه میشود. اشعهای که توسط عدسی جذب میشود ممکن است در ایجاد آب مروارید (کدورت عدسی چشم) نقش داشته باشد. در تحقیقات بر روی حیوانات، وجود اشعه UVB در محیط باعث آب مروارید شد ولی UVA تأثیری در این امر نداشته است. البته باز هم ممکن است تماس طولانی عدسی با اشعه UVA چنین اثری را ایجاد نماید.
در سالهای اخیر کاهش لایه ازون توسط کلروفلوروکربنها باعث عبور بیشتر طول موج 340-288 نانومتر شده و میزان آن در سطح زمین افزایش یافته است و حتی طول موج کمتر از 288 نانومتر نیز ممکن است به سطح زمین برسد. این اشعه UV با طول موج کوتاه، به شدت بر روی عدسی چشم، زیانبخش است و بنابراین ممکن است به علت عبور میزان کم ولی مداوم آن از قرنیه، شیوع آب مروارید (کاتاراکت) در آینده به طور قابل ملاحظهای افزایش یابد.
پس از عمل آب مروارید که در آن عدسی از چشم خارج میشود، مقدار زیادی از اشعه UVA و UVB به شبکیه چشم میرسند. این که بعضی بیماران مدتی پس از عمل کلاً شکایت از قرمز دیدن اشیا میکنند ممکن است مربوط به این امر باشد زیرا حساسیت سلولهای مخروطی (cone) آبی پس از مدتی کاهش مییابد. رسیدن اشعه UV به شبکیه ممکن است باعث ایجاد ورم سیستویید ماکولا و نیز بیماری سنی شبکیه گردد. اشعه UV تا 365 نانومتر و حتی کمتر از آن، پس از عمل کاتاراکت به شبکیه میرسند و احساس بنفش دیدن به بیمار میدهند. این اشعه از آنجا که ضریب انکسار آن با نور مریی کاملاً متفاوت است، تصویری مبهم ایجاد میکند و باعث کاهش کنتراست تصویر میشود. حتماً لازم است که لنزهای داخل چشمی (IOL) از نوعی باشند که اشعه UV را جذب نمایند و بیمارانی که فاقد این لنزها هستند باید از عینکهای طبی، لنزهای تماسی و یا عینکهای آفتابی استفاده نمایند که کاملاً جاذب این نوع اشعه باشند.
حتی میزان کمی از اشعه UV که در چشمهای عملنشده به شبکیه میرسد ممکن است باعث آسیب شبکیه شود. Yannuzzi و همکاران چهار مورد سوختگی خورشیدی را گزارش دادهاند که در کسانی که حمام آفتاب میگرفتهاند ایجاد شده است. همگی این بیماران در مدت دو روزی که در سال 1986 در نواحی شمال شرقی ایالات متحده، لایه ازن کاهش یافت، مشغول آفتاب گرفتن بودهاند. به نظر این محققان، علت رتینوپاتی، افزایش میزان اشعه UV در آن دو روز بوده است. بعضی از داروها حساسیت چشم و پوست را نسبت به آثار UV بیشتر مینمایند که معروفترین آنها سورالنها هستند.
این داروها برای درمانهای پوستی به کار میروند و اگر در زمان استفاده از آنها، بیمار در معرض اشعه آفتاب شدید قرار گیرد، ممکن است مبتلا به آب مروارید شود.
داروهایی که حساسیت کمتری نسبت به نور ایجاد مینمایند شامل تتراسیکلینها، سولفونامیدها، فنوتیازینها، سولفونیل اوره، آلوپورینول و بعضی از داروهای خوراکی ضد بارداری میباشند.
اشعه مادون قرمز نیز در نورآفتاب وجود دارد، این اشعه دارای انرژی کمتری نسبت به فرابنفش میباشد و در زندگی معمولی، ضرری برای چشم ندارد. در بعضی از محیطهای صنعتی این اشعه تولید میشود که در چنین شرایطی نیاز به عینکهای مخصوص وجود دارد.
در ساخت عینکهای آفتابی، جنس شیشه اهمیت فراوان دارد. ماده پلی کربنات، اشعه UV را به طور کامل جذب میکند. پلاستیک CR-39 نیز چنانچه با رنگ مخصوص رنگ شده باشد همین اثر را دارد ولی بدون این ماده رنگی، اشعه بین 350 تا 380 نانومتر را جذب نمینماید. شیشه عادی به هیچ وجه جاذب اشعه UV محسوب نمیگردد.
عینکها آفتابی و جذب اشعه فرابنفش
عینکهای آفتابی معمولی (رنگ خاکستری- قهوهای و سبز) که معمولاً از شیشه (crown glass)، که با رنگ مخصوص رنگ شده و یا از پلاستیک CR-39 ساخته میشوند، 85 درصد اشعه فرابنفش را جذب مینماید و برای استفاده معمولی کافی هستند. البته در بعضی شرایط، این مقدار جذب اشعه کافی نیست و جذب کامل لازم است. برای مثال در کسانی که در نزدیکی خط استوا که در آن اشعه خورشید عمود و شدید است و نیز کسانی که در ارتفاعات بالا زندگی میکنند و همچنین بیمارانی که در عمل آب مروارید، لنز داخل چشمی غیرجاذب UV برایشان کار گذاشته شده باشد، نیاز به عینکهای آفتابی بهتری دارند که تقریباً همه اشعه UV را جذب نماید. شیشه این عینکها از ماده پلی کربنات و یا CR-39 که رنگ خاصی به آن زده شده باشد، ساخته میشود. پلیکربنات در مقابل ضربه نیز شدیداً مقاوم است و به طور کلی بهترین ماده برای ساخت عینکهای آفتابی محسوب میگردد.
متأسفانه انواع بسیاری از عینکهای آفتابی در بازار عرضه میشوند که شناسایی کیفیت و میزان جذب اشعه آنها برای افراد عادی دشوار است. برای شناسایی کیفیت شیشه عینک میتوان از روی جنس آن و منحنی جذب اشعه که در بروشور عینک ذکر میشود، قضاوت کرد. البته چنانچه پزشک نوع خاص عینک و کارخانه سازنده را مشخص نماید، تکلیف بیمار مشخصتر خواهد بود.
اشعهای که از دور قاب عینک به چشم میرسد نیز میتواند مضر باشد. بهتر است عینکهای آفتابی دارای قاب بزرگ باشند و شیشه نزدیک به چشم قرار گیرد. وجود محافظ جانبی در قاب عینکها نیز امتیاز بزرگی محسوب میشود. اشخاصی که از عینکهای طبی استفاده مینمایند برای محافظت از اشعه مضر آفتاب میتوانند از آفتابگیرهای خاصی که روی عینک نصب میشود، استفاده نمایند.
چه کسانی بیشتر به عینک آفتابی نیاز دارند؟
1- کسانی که تحت عمل کاتاراکت بدون کارگذاری لنز داخل چشمی و یا با کارگذاری انواع غیرجاذب UV قرار گرفتهاند.
2- بیماران مبتلا به آب مروارید برای جلوگیری از پخش نور
3- کسانی که از داروهای حساسکننده به نور استفاده مینمایند.
4- کسانی که به تناسب شغل در معرض نور UV قرار دارند مانند جوشکاران، متخصصان الکترونیک، گرافیک و محققان در زمینههای مربوط.
5- کسانی که مدت زیادی از روز را در آفتاب میگذرانند.
6- مبتلایان به ناخنک و دژنرسانس ماکولا (بیماری سنی شبکیه)
7- کسانی که فعالیتهایی مانند اسکی روی برف، حمام آفتاب گرفتن و کوهنوردی در ارتفاعات بسیار بالا و برفگیر دارند.
8- کسانی که از لامپهای آفتابی استفاده مینمایند.
9- کودکانی که ساعتهای متمادی در محیطهای آفتابی مشغول بازی میشوند.
به طور کلی نیز استفاده از عینکهای آفتابی در تابستان و در موارد نور شدید آفتاب برای همه اشخاص مفید است.
اثر اشعه آفتاب روی بافتهای بدن، جمعشونده (cumulative) است. یعنی اثری که اشعه روی بافت میگذارد باقی میمانده و اثر مواقع دیگر به آن اضافه میشوند. بنابراین تماس طولانی کودکان و جوانان با آفتاب میتواند اثر خود را در سنین متوسط و بالا ظاهر نماید.
میزان اشعه UV در ساعات وسط روز، بین 10 صبح تا 4 بعداز ظهر، از مواقع دیگر بیشتر است و کسانی که در این ساعات از روز در فضای آزاد به سر میبرند بیشتر نیاز به استفاده از عینک آفتابی دارند. مشخصات کلی یک عینک آفتابی خوب را می توان به صورت زیر خلاصه نمود.
ویژگیهای کلی عینک آفتابی مناسب
1- تیرگی عینک آفتابی باید به حدی باشد که شخص در نور آفتاب با آن راحت باشد و دچار حالت خیرگی نشود. یک دستور ساده برای فهمیدن مناسب تیرگی عینک این است که زمانی که در یک اتاق با نور معمولی با عینک به آینه نگاه میکنیم، چشمهای خود را نبینیم. حداکثر موارد میزان عبور نور 15 درصد تا 25 درصد مناسب است، یعنی عینک باید 75 تا 85 درصد نور را جذب یا منعکس نماید. البته برای بعضی فعالیتها مانند اسکی، کوهنوردی، پرواز در بالای ابرها و به سر بردن در سواحل آفتابی عینکهای تیرهتری لازم است. در این موارد بهتر است عینک حفاظ جانبی نیز داشته باشد.
2- وقتی عینکهای آفتابی را در مقابل یک صفحه طرحدار تکان میدهیم نباید صفحه موجدار، تار و کج و معوج دیده شود.
3- عینکهای آفتابی نباید تشخیص رنگهای اشیا و چراغهای راهنمایی را مختل نماید. رنگ خاکستری شیشه عینک از این نظر ارجح است.
4- شیشهها باید نسبت به ضربه مقاوم باشند. پلیکربنات از همه موارد مقاومتر است. سایر عینکها نیز باید استانداردهای FDA را از نظر مقاوم بودن داشته باشند.
5- لازم است شیشههای عینک، جاذب اشعه UV باشند. استاندارد ANSI Z 80.3 مقرر میدارد که برای موارد عادی،حداکثر عبور اشعه UVB، پنج درصد و برای موارد خاصی که در بالا ذکر شد، یک درصد باشد. حداکثر عبور UVA برای موارد عادی باید به اندازه میزان عبور نورمریی و برای موارد خاص نصف میزان عبور نورمریی باشد.
6- قاب عینکهای آفتابی باید بزرگ باشد تا محافظت کافی صورت گیرد. محافظ جانبی عینک نباید به نحوی باشد که دید کناری را مختل نماید.
نتیجهگیری
به طور کلی از بحث مفصل مطرح شده در بالا نتیجهای که میتوان گرفت این است که برای مصارف عادی در کشورمان،شیشههای پولاریزان رنگی که 75 تا 85 درصد ازنور را جذب مینماید و اشعه فرابنفش را نیز جذب نمایند، مناسبترین شیشههای آفتابی میباشند. این شیشهها را میتوان به شکل عینک آفتابی جداگانه و یا فیلترهایی که روی عینکهای طبی نصب میشود (on filters- clip)، استفاده نمود. در مواردی که شخص نیاز به عینک طبی ندارد و عینکهای آفتابی جداگانه استفاده میشوند، بهتر است قاب عینک بزرگ باشد تا نور جانبی نیز کمتر به چشم برسد.
از: وبلاگ کوهستان
نوشابههاي ورزشي نوشيدنيهاي هستند که براي استفاده ورزشکاران قبل، بعد و در حين تمرين و يا فعاليتهاي ورزشي تهيه شدهاند و محتويات آنها با هم متفاوت است. عليرغم کارآيي مناسب آنها در ورزش استفاده از آنها در ساير شرايط (غير ورزش) مفيد نبوده بلکه ممکن است مضراتي نيز داشته باشد. يکي از انواع اين نوشابهها، نوشابههايي است که خصوصاً براي استفاده بعد از ورزش است.در حين فعاليت ورزشي مقادير زيادي عرق از بدن دفع ميشود. عرق مکانيسمي براي دفع گرماست. به همراه حجم زياد آب، مقادير قابل توجهي سديم، پتاسيم، منيزيم و... نيز از طريق عرق از دست ميرود. ميزان تعريق طي ورزش در ورزشها و شرايط مختلف محيطي متفاوت است. در ورزشهاي بيش از يک ساعت با شدت بالا بهطور متوسط در هر ساعات 1 ليتر مايع بدن از طريق عرق از دست ميرود و اگر اين آب از دست رفته جبران نشود، ورزشکار در معرض خطر کمآبي قرار ميگيرد.
همچنين در طي فعاليت ورزشي انرژي مورد نياز ازمصرف ذخاير گليکوژن موجود در عضلات وکبد تأمين ميشود و اين ذخاير بايد بعد از ورزش جبران شوند.
وشابههاي ورزشي که براي جايگزيني مايعات استفاده ميشوند بايد ويژگيهاي مهم زير را داشته باشند:
1) جايگزين مايعات و الکتروليتهاي از دست رفته از طريق عرق باشند.
2) جايگزين دخاير گليکوژن مصرفشد? ماهيچهها و کبد در طول ورزش باشند.
در ورزش هاي کوتاه مدت (کمتر از 30 دقيقه) آب ميتواند به عنوان مايع جايگزين از بروز کمآبي جلوگيري کند. اما در ورزشهايي که بيش از اين طول ميکشند آب به تنهايي نوشيدني ايدهآلي نيست. مصرف آب به تنهايي در ورزشهاي طولاني مدت و پس از آن موجب خستگي زودرس و حتي کمآبي مي شود. جذب آب به تنهايي موجب افت سريع غلظت پلاسما ميگردد و باعث خستگي زودرس تهوع، استفراغ، گيجي، و کمآبي ميشود. بنابراين اضافهکردن کمي سديم و گلوکز به آب ميتواند مؤثرتر باشد.
در حين ورزش نميتوان از تشنگي به عنوان علامتي براي کمآبي استفاده کرد چرا که بروز تشنگي در حين ورزش نشاندهنده وضعيت هموديناميکي بدتري نسبت به حالت تشنگي در يک فرد عادي ميباشد و بروز تشنگي حين فعاليت ورزشي نشاندهنده ميزان کم آبي بيشتر بدن نسبت به حالت عادي ميباشد. به عبارت ديگر زماني تشنگي عارض ميشود که مقدار نسبتاً زيادي آب از بدن دفع شده باشد. پس بهتر است قبل از ايجاد تشنگي در حين ورزش در فواصل منظم مايعات مصرف شود. ميزان توصيه شده بر حسب شدت فعاليت ورزشي و سن ورزشکار متفاوت است ولي در بزرگسالان حداقل هر 15 تا 20 دقيقه يک ليوان و در کودکان کمي بيشتر از آن توصيه ميشود.
براي انتخاب يک نوشيدني ورزشي مناسب بايد به نکات زير توجه کرد.
1) خوش طعم باشد.
2) به سرعت جذب شود.
3) موجب حفظ و تعادل مايعات و الکتروليتهاي بدن گردد.
4) بيماري گوارشي ايجاد نکند.
5) کارآيي فعاليت ورزشي را افزايش دهد.
6) بدون کافئين باشند. (درست است که گفته ميشود مصرف کافئين تحمل ورزش را افزايش ميدهد، اما از طرف ديگر کافئين يک ماده مدر است و منجر به افزايش دفع ادراري آب و سديم و در نتيجه کمآبي ميشود.)
7) بدون گاز باشند. (نوشابههاي گازدار به دليل ايجاد حس پري شکم مانع نوشيدن و جايگزيني مايعات ميشوند و عوارض گوارشي نيز دارند.)
8) نوشيدنيهاي خنک و شيرين بر ديگر نوشيدنيها ترجيح دارند. درجه حرارت توصيه شده براي مايعات مصرفي 15 درجه سانتيگراد است. (با مصرف نوشابههاي خنک هضم و جذب مايع آسانتر و طعم خوشايند و نشاط بيشتري احساس ميگردد با اينحال بايد از مصرف نوشيدنيهاي يخ خودداري شود.)
نکات کاربردي
در حين فعاليت ورزشي و پس از آن از تشنگي غافل نشويد و به ياد داشتهباشيد که تشنگي آخرين علامت کم آبي بدن است. پس بهتر است قبل از ايجاد تشنگي در فواصل منظم مايعات مصرف کنيد. ( هر 20-15 دقيقه، يک ليوان )
ورزش در هواي گرم با خطر کم آبي بيشتري همراه است بدين منظور مصرف مايعات در فواصل منظم در حين ورزش اکيداً توصيه ميشود.
در صورت عدم دسترسي به نوشابه ورزشي استفاده از آب که به آن نمک (به ميزان 30 تا 60 گرم در ليتر) و گلوکز (به ميزان 6 تا 8%) اضافه شده باشد جايگزين مناسبي است.
در ورزشهاي کوتاهمدت (کمتر از 30 دقيقه) آب به تنهائي ميتواند جايگزين مناسب براي مايع از دست رفته حين ورزش باشد. ولي در ورزشهاي طولانيمدت آب به تنهايي نوشيدني ايدهآلي نيست.
مايعات و نوشابه مصرفي به صورت خنک استفاده گردد ولي از مصرف نوشيدنيهاي يخ خودداري شود.
کلاسهای مقدماتی امداد و کمکهای اولیه کوهستان یاد بود زنده یاد دکتر سعید بهاءلو پزشک تیم ملی امید کشور با حضور مدرسان دوره آقایان: دکتر جلال الدین شهبازی -دکتر فریدون بیاتانی و دکتر ابوالفضل جوادی از تهران و جمع زیادی از کوهنوردان خراسان در دو کلاس سالن شهید بهشتی مشهد در روزهای پنجشنبه و جمعه برگزار شد.در افتتاحیه این کلاسها آقای مجید مذهبی ضمن خوش آمدگویی به حاضران از شرکت فعال کوهنوردان در دورههای امداد تشکر کردند و خواهان تداوم تشکیل کلاسها شدند. در این دوره از کلاسها مباحثی چون:تغذیه ـسرمازدگی ـارتفاع و بیماریهای آن ـکمکهای اولیه ـآذرخش ـکوه گرفتگی ـگرمازدگی ـ هیپوترمیا مورد بررسی قرار گرفت.بعد از کلاسها ما به خاطر رفع خستگی به سد چالیدره رفتیم .
روز چهارشنبه ۲۵ دی ماه برای ثبت نام در دوره مقدماتی و امداد کوهستان طبق اعلام قبلی و برای اولین بار به هیئت کوهنوردی استان رفتم .با پرس و جو از میدان سعدآباد به سمت بالا حرکت کردم تا بلاخره یک در و تابلو کوچکی را دیدم ووارد ساختمان شدم.راستش اصلا فکر نمی کردم که کوهنوردان عزیز ما در این مکان فعالیت می کنند .از اولین اولین پله کان سمت چپ بالا رفتم البته با ترس ولرز چون سکوت مطلق در این ساختمان مخروبه حکم فرما بود ولی با دودر بسته با فقلهای بزرگ روبرو شدم وبه ناچار برگشم و این بار باید در تنها راهرو تاریک و مخروبه که بی شباهت به بازداشگاهها نبود طی طریق می کردم .راهرویی با اتاقهای مخروبه و پر از آشغال و لوله های پلیکا و برای تنوع هم آب فاضلاب طبقه بالا هم به این قسمب چکه می کرد و منظره بدیعی را به وجود آورده بود.چاره ای نبود خوشبختانه دوربینم هم همراهم بود و شروع کردم به عکس گرفتن .در انتهای راهرو سوسوی نوری به چشم می خورد کمی خوشحال شدم ودیدم درسته کارمند با حوصله و صبور سرکار خانم دیانت حضور داشتند .خیالم راحت شد و مدارکم را تحویل دادم.این مطالب را نوشتم تا بگم ما در استان کوهنوردان ارزشمند و مطرحی داریم و حتما در پستهای بعدی به معرفی این عزیزان می پردازم و شان ومقام کوهنوردان ما خیلی بیشتر از آن است که در اینچنین مکانی گرد هم آیند .زهی تاسف.
آسیب های مفصل زانو در زمره شایعترین ضایعات مفاصل محیطی هستند . ساختمان زانو به صورتی است که انتقال نیروهای حاصل از ایستادن ،راه رفتن و... را ممکن می سازد و بدن را قادر به تحمل فشارهای شدید ناشی از حرکات مختلف می کند . هنگام راه رفتن ، زانو در هر گام فشاری معادل سه برابر وزن بدن را تحمل می کند . کوهنوردانی که مجبور به کوله کشی های سنگین هستند فشار فوق العاده شدیدی را بر زانوها ی خود وارد می آورند . و هنگام انجام دادن یکسری فعالیتهای ورزشی ، مفاصل زانو تحت فشارهای ناگهانی و بسیار شدید قرار می گیرند . این فشارهای ناگهانی و بسیار شدید مفاصل زانو را مستعد وارد آمدن آسیبهای جدی می کنند .
از عواملی که به مفصل زانو آسیب می رسانند دو عامل از همه شایع تر است :
1_ ضربه (تروما )
2_ استفاده نادرست و مفرط از مفصل
1_ در ضایعات ناشی از ضربه نظیر چرخشهای ناگهانی زانو در حین راه رفتن ، سقوط از پلکان ، افتادن روی زمین ، تصادفات و برخورد در حین فعالیتهای ورزشی عامل ایجاد ضایعات زانو هستند . این گروه طیف وسیعی از آسیب ها از جمله کشیدگی خفیف رباطها تا پارگی کامل آنها ، پارگی مینیسک و شکستگی استخوانها را شامل می شود . مهمترین نشانه های ضایعات مذکور ، درد ، تورم و محدودیت حرکات زانو است .
2_ استفاده مفرط و نادرست از مفصل :روند ایجاد چنین ضایعاتی تدریجی است بنابر این نشانه های آنها در مراحل اولیه ، بسیار خفیف و گذرا است و به مرور زمان شدت می یابد . در مراحل ابتدایی ، درد تنها نشانه است و در صورت تداوم فعالیتهای نادرست شدت آن افزایش می یابد . در مراحل بعدی ، تورم وناتوانی حرکتی نیز بر مشکلات بیمار افزوده می گردد . ورزشکارانی که تمرینات شدید ورزشی انجام می دهند ، به علت فشارهای شدید و مکرر دچار( نشانگان کار مفرط )می گردند . به بیان دیگر ، استفاده زیاد و نادرست و یا عدم استفاده از مفصل در ایجاد این ضایعه موثر است . در بعضی مواقع وجود درد در برخی نواحی مانند پشت ، کمر و مفصل ران ، از زانو نشات می گیرد ، بدون آنکه ضایعه ای در زانو وجود داشته باشد .
ضایعات ناشی از ضربه
الف _ شکستگی زانو
ب_ ضایعات مینیسک های زانو : مینیسک نقش مهمی را در تحمل وزن بدن و فشارهای وارده بر مفصل ، حفظ پایداری و لغزنده سازی زانو ایفا می کند . بر اثر نیروهای شدید کششی و وارد آمدن فشار بر زانو که موجب حرکات جانبی همزمان با خم یا صاف شدن بیش از حد زانو می شوند ، به مینسکها آسیب می رسد . غالباً پارگی مینیسک داخلی ممکن است با پارگی لیگامانهای طرفی داخلی زانو همراه باشد ، زیرا مینیک داخلی به لیگامان مزبور متصل است .معمولاً مینیکها بر اثر حرکات غیر طبیعی و نیروهای خارجی که وضعیت طبیعی زانو را به هم می زنند ، بین سطوح استخوانی ران و درشت نی گیر می افتند و دچار پارگی می شوند . به عنوان مثال ، زمانی که فرد با زانوی خم شده به طور ناگهانی بر می خیزد ، حرکت چرخشی استخوان ران یا درشت نی هنگام صاف شدن زانو ، سبب گیر افتادگی مینیسک و پارگی آن می شود . نشانه های مهم پارگی مینیسک عبارتند از : درد ، تورم ( وجود خون در مایع مفصلی ) ، محدودیت حرکتی و قفل شدگی مفصل ، خم شدن ناگهانی زانو در حین راه رفتن ، کلیک و صداهای مفصلی . پارگی دسته سطلی و پارگی شاخ خلفی ، شایعترین نوع پارگیهای مینیسک هستند .پارگیهای نواحی محیطی مینیسک ، به علت وجود تغذیه ی عروقی ، خود به خود ترمیم می شوند .
منبـــع:پیشگیری و درمان زانو درد با ورزش
مولف : آذر موذی ـ ابراهیم عباسی
سرمازدگي (هيپو ترمي)
سرمازدگي عمومي يا هيپو ترمي:
كوهنوردي وورزشهاي طبيعي نظير اسكي،غار نوردي،سنگنوردي،... از ورزشهايي است كه فرد در تماس مستقيم با سرما ،رطوبت،باد و...بوده و همواره در معرض سرمازدگي وهيپوترمي مي باشد.
زمانی که حرارت بدن انسان به دمای زیر 35 درجهء سانتیگراد می رسد سرمازدگی عمومي يا هيپو ترمي به انسان دست می دهد.سرمازدگی های متوسط را می توان به خوبی درمان نمود.اما زمانی که حرارت بدن به زیر 36 تا 24 درجه سانتیگراد می رسد شانس بهبودی بسیار ضعیف می باشد.
توانايي بدن در مقابله با سرما بسيار كمتر از توان آن براي مقابله با گرما است و در واقع روش اصلي براي گرم نگه داشتن بدن استفاده از لباس و پوشش مناسب است . علاوه بر اين عواملي مثل :ارتفاع،خستگي , تغذيه نامناسب ،كم آبي (شرايط موجود در ورزش كوهنوردي), سابقه بيماري (مرض قند , بيماري قلبي - عروقي يا تنفسي , ...) , مصرف داروهاي خاص (مثل داروهاي فشارخون , الكل ،مواد مخدر) , نامناسب بودن لباس و پوشش فرد و عوامل مختلف ديگري نيز باعث مستعد شدن فرد به كاهش درجه ي حرارت بدن و آسيب هاي ناشي از آن خواهد بود .
عدم تحرك براي مدت طولاني (مثلآ در صعود هاي تركيبي وصعود از يخچالها ) به علاوه ي سردي هوا , رطوبت بالا , وزيدن باد و خيس بودن لباس ها گرفتار شدن در بهمن نيز باعث مستعد شدن فرد و بروز سريع تر و شديدتر آسيب هاي ناشي از سرما خواهد شد .
در موارد آسيب هاي ناشي از سرما نيز پيشگيري بر درمان مقدم است و با رعايت اصول مقابله با سرما حتي در بدترين شرايط آب وهوا نيز مي توان از بروز آنها جلوگيري كرد .
رطوبت هوا به همراه وزش باد باعث از دست رفتن درجه ي حرارت بدن مي گردد . به ويژه هرچه سرعت باد بيشتر باشد , كاهش درجه حرارت بدن سريع تر خواهد بود . وزش باد تند در يك آب و هواي سرد و مرطوب به سرعت باعث كاهش درجه حرارت بدن فرد خواهد شد .
دربرخي شرايط مانند قرار گرفتن طولاني در معرض آب و هواي بسيارسرد و يا غوطه ور شدن در آب بسيار سرد(همچون پيمايش غار هاي رودخانه اي ), بدن توانايي توليد حرارت لازم براي مقابله با سرماي محيطي را ندارد و در نهايت دچار كاهش دماي عمومي بدن مي گردد . به اين حالت اصطلاحاً هيپوترمي گويند . در اين حالت هيپوتالاموس مغز دچار اشكال در عملكرد مي شود و بدن قادر به كنترل دماي قسمت مركزي خود نيست و درجه حرارت حرارت مركزي بدن از 37 درجه به كمتر از 35 درجه سانتي گراد خواهد رسيد . افراد سالخورده و ضعيف بخصوص اگر لاغر , خسته و گرسنه هم باشند بيشتر مستعد هيپوترمي هستند.
علائم و نشانه ها :
1- فرد احساس سرمای شدید میکند.
2-بی اختیار لرز شدیدی به مصدوم دست می دهد و بدن آنها دچار لرز مي شود .
3- پوست سرد وخشك و رنگ پریده مي شود.
4- نبض كند مي گردد.
5- تعداد تنفس بيمار كمتر از حالت طبيعي مي شود .
6- درجه حرارت بدن به 35 درجه يا كمتر مي رسد .
7- در مراحل بعدي بیهوشی به فرد دست ميدهد:تشخیص تنفس و ضربان قلب مصدوم دائما مشکل تر می شود.
8- خواب آلودگي ظاهر مي شود كه ممكن است به كُما منجر شود .
9- ممكن است ايست قلبي رخ دهد .
ساير علائم عبارتند از :
پوست سرد : يكي از علائمي كه دلالت بر افت دماي بدن و بروز حالت هيپوترمي دارد .(به ويژه سرد بودن پوست شكم )
لرز :
از واكنش هاي دفاعي بدن براي گرم كردن خود است و بدن بطور خودكار سعي مي كند تا با افزايش كار عضلات حرارت بيشتري توليد كند و دماي قسمت مركزي خود را ثابت نگه دارد . اما با پيشرفت آسيب و كاهش بيشتر دماي بدن , اين واكنش دفاعي نيز مختل مي شود .
گيج و منگ شدن مصدوم و از دست دادن قدرت قضاوت وتصميم گيري و از دست دادن هماهنگي حركات و فعاليتهاي بدني
اشكال در تكلم و صحبت كردن و همچنين سفتي و انقباض عضلاني از ديگر علائم هيپوترمي مي باشد .
كمك هاي اوليه :
1- با رعايت اصول ايمني ابتدا بيمار را از تماس بيشتر با سرما نظير بادوتماس با سنگ ،يخ وبرف باز داريد.
2-سپس ارزيابي اوليه مصدوم و انجام مراحل (كنترل راه هوايي , تنفس , ضربان قلب ) و ديگر كمكهاي اوليه ي ضروري در صورت لزوم .
3- بيمار را در يك پوشش محافظ بپیچید بطوری که سر و گردن را بپوشاند.نباید دست ها و بازو های مصدوم در تماس با بدنش باشد. زیرا این کار باعث می شود حرارت بدن مصدوم به خارج منتقل شود.
4-انتقال مصدوم به مكان گرم و خشك ودور از باد و ترجيحاً سربسته (مانند پناهگاه , چادر ,غار برفي , ... )
5-خارج كردن لباس هاي مرطوب , خيس يا تنگ مصدوم و در صورت امكان پوشاندن لباس خشك به مصدوم و قرار دادن وي در داخل كيسه خواب يا انداختن پتوي گرم و خشك بر روي او.
6-هيچگاه بدن مصدوم را با مالش گرم نكنيد و او را نيز تشويق به انجام فعاليتهاي بدني و راه رفتن نكنيد .
7-بدليل كاهش درجه حرارت بدن و بروز اختلال در سيستم الكتريكي قلب , هر ضربه ي ناگهاني ممكن است منجر به بي نظمي هاي بسيار شديد و كشنده در ضربان قلب فرد گردد . بنابراين حتي براي خارج كردن لباس هاي مصدوم ابتدا آنها را قيچي و سپس از بدن مصدوم خارج كنيد .
8-در صورتي كه فرد هوشيار است و دچار تهوع و استفراغ شديد نيست مي توانيد , نوشيدني و غذاي گرم به وي بدهيد .
9-مصدوم را از نظر یخ زدگی وسرمازدگي موضعي معاینه کنید و در صورت لزوم به درمان آن بپردازید ولي الويت ابتدا با سرمازدگي عمومي مصدوم است.
10-نباید به مصدوم بيهوش نوشیدنی بدهید.
11-نباید دست یا پای مصدوم را ماساژ دهید یا مصدوم را تشویق کنید که ورزش کند.
نكته : براي كنترل نبض مصدوم مبتلا به هيپوترمي بايد حدود 30 تا 45 ثانيه صبر كنيد.
مهم : حتي در صورت فقدان هوشياري و ديگر علائم حياتي مثل تنفس و نبض نبايد فرد را مرده قلمداد كرد .
گردآوری: دكتر حميد مساعديان
طبق روال همه ساله ،صعود سراسری کوه نوردان استان به مناسبت گرامیداشت ایام دهه فجر و همچنین به جهت انتقال تجربه و ارتقاء سطح کوه نوردی استان با شرایط ذیل در نیمه بهمن ماه 87 اجرا خواهد شد.
1-مکان برکزاری ،قله قوچ گر واقع در رشته کوه بینالود ،روستای گرینه.
2-زمان و مدت برگزاری :16 الی 18 بهمن ماه 1387 به مدت 2.5 روز .
3- مدارک مورد نیاز :فرم تکمیل شده ثبت نام مشتمل بر اطلاعات فردی ،تاییدیه هیئت ،گروه یا باشگاه ،گواهی پزشک ،یک قطعه عکس ، یک برگ تصویر شناسنامه و اصل فیش واریزی هزینه شرکت در برنامه به مبلغ 100000 ریال به حساب شماره 27/819226 بانک ملت شعبه جم ، بنام هیئت کوهنوردی استان .
4- همراه داشتن بیمه ورزشی .
5-مسئول ثبت نام آقای جهانگیری ، تلفن:09153176519
6-هیئت ،گروه یا باشگاه علاوه بر اینکه در فرم پذیرش ،صلاحیت شرکت در برنامه افراد زیر مجموعه خود که متقاضی شرکت در صعود می باشندرا تایید می نمایند ،طی نامه ای سرپرست افراد اعزامی را نیز معرفی نمایند تا هنگام ثبت نام ،این معرفی نامه را به هیئت ارائه دهند.
7- مهلت و مکان ثبت نام :از مورخه 6/11/87 لغایت 13/11/87 صبح ها هر روز از ساعت 12-9 و بعد از ظهر یکشنبه و سه شنبه از ساعت 21-17 به جز ایام تعطیل .
دفتر هیئت استان خراسان
هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان خراسان رضوی با هماهنگی کمیته پزشکی فدراسیون در روزهای پنجشنبه و جمعه 10و 11/11 /87 به مدت دو روز کامل ،با شرایط و مشخصات ذیل ،اقدام به برگزاری یک دوره کلاس مقدماتی امداد و کمکهای اولیه کوهستان برای خانمها و آقایان می نماید.
1-مدرسین دوره دکتر شهبازی و تیم همراه.
2-سرپرست دوره :آقای مجید مذهبی.
3-مدارک مورد نیاز شامل:معرفی نامه از هیئت ،گروه یا باشگاه –یک قطعه عکس –یک برگ تصویر شناسنامه –کارت بیمه ورزشی و اصل فیش واریزی هزینه دوره به مبلغ 350000ریال به حساب شماره 27/819226 بانک ملت شعبه جم بنام هیئت کوهنوردی استان .
4-مهلت و محل ثبت نام :حداکثر تا ساعت ۲۰یکشنبه مورخه ۲۹/۱۰/۸۷ صبح ها هر روز از ساعت 12-9 و بعد از ظهر یکشنبه و سه شنبه از ساعت 20-17در محل هیئت استان ،میدان صاحب زمان .تلفن :8423070.
5-پذیرایی نهار روز پنج شنبه و جمعه به عهده برگزارکننده میباشد.
6-مکان برگزاری دوره متعاقبا اعلام خواهد شد.
7-در پایان دوره از مطالب تدریس شده در کلاس ،آزمون کتبی به عمل خواهد آمدو به قبول شدگان در دوره مدرک رسمی فدراسیون اعطا می گردد.
8-به دلیل محدود بودن ظرفیت کلاس ،ترتیب ثبت نام ملاک اولویت برای پذیرش در دوره می باشد.
لذا با توجه به اینکه دوره های پزشکی کوهستان ،پیش نیاز تمامی کلاسهای مربیگری نیز می باشد،مقتضی است نسبت به اطلاع رسانی به اعضای زیر مجموعه اقدام لازم را مبذول فرمایید.
سرپرست هیئت استان خراسان
ماشاءا.. خواب بینان
از پیش کسوتان و بزرگان کوهنوردی استان خراسان به دیار باقی شتافت،روحش شاد.
رئيس فدراسيون کوه نوردي و صعودهای ورزشی از ارزش گذاری صعودهای برون مرزی کوه نوردان ، معادل مدالهاي سهگانه ورزشي (طلا؛ نقره و برنز) خبر داد.
به گزارش خبرنگارخبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه چهارمحال و بختياري؛ محمود شعاعي که به منظور برگزاري مجمع انتخابات رييس هيات كوهنوردي چهارمحال و بختياري به اين استان سفرکرده بود،گفت: تفاهم نامهاي بين اين فدراسيون و سازمان تربيت بدني منعقد شده که براي کوه نورداني که با تحمل و پذيرش خطرات موجود در صعودهاي برون مرزي شرکت ميکنند، معادل با مقامهاي اول تا سوم سطوح مختلف ، ارزش گذاری می شود .
در مورد سرما زدگی مطالب زیادی در جاهای مختلف نوشته شده،که خیلی از آنها به علت عدم آگاهی و نداشتن علم نویسنده جز گمراهی و ایجاد ذهنیت غلط برای کوهنورد ثمره دیگری ندارد،به طوری که آموزش صحیح آن به او و پاک کردن اطلاعات غلط قبلی به مراتب از آموزش اولیه مشکل ترست.همانند کودکی که فبل از دبستان توسط والدین نا آگاه تحت یکسری آموزشهای غلط و یا خارج از سیستم آموزشی روز قرار میگیرد،که اصلاح آن یکی از بزرگترین مشکلات آموزگاران است،به همین دلیل دست اندرکاران تعلیم و تربیت تاکید دارند که آموزش ندادن بهتر از آموزش غلط است. از طرفی سرما زدگی یک بحث پزشکی است که درک آن نیاز به دانستن علوم پیش زمینه آن دارد و از توان عامه افراد خارج است.
روز جمعه۸۷.۱۱.۱۳ در صبحی سرد و بارانی ساعت ۵.۳۰ از باشگاه آزادگان به همراه ۳۵ نفر از اعضا با یک دستگاه اتوبوس راهی منطقه بردو تربت جام شدیم.در بین راه سرپرست برنامه ضمن خوش آمد گویی به دوستان متذکر شدند که این چهارمین صعود باشگاه به بردو است.برای رفتن به روستای آقا محمد و ابتدای مسیر صعود باید ابتدا به فریمان رفت و بعد از طی ۳۰ کیلومتر در جاده آسفالت در سمت راست به تابلویی نارنجی میرسیم که نام سه روستا و مسافت آن را ذکر کرده و بردو با مسافت ۷ کیلومتردر این تابلو مشهود است . روستای اقا محمد بعد از بردو واقع شده و مسیر بردو تا اقا محمد خاکی است .لازم به ذکر است که از روستا تا پاسگاه مالکی ۱۳کیلومتر و از پاسگاه تا تربت جام ۴۵کیلومتر است .
گزارش برنامه و عکسها در پستهای بعدی تقدیم دوستان خواهد شد.
ارسال شده از طرف دوست گرامی جناب دکتر مهدی آزاد بیگی
روابط عمومي فدراسيون کوهنوردي به منظور وجود حساسيتهاي انجام صعود زمستاني کوهنوردان، در اطلاعيه خود توجه علاقمندان به ورزش کوهنوردي را به نکات زير جلب کرد:
همراه داشتن پوشاک کافي و مناسب فصل.
آگاهي يافتن از وضعيت آب و هوايي، قبل از صعود به ارتفاعات.
آگاه کردن خانواده، نزديکان يا دوستان از جزیيات زماني و مکاني صعود و برگشت.
استفاده از مسيرهاي مشخص و پاکوب شده جهت صعود و فرود.
زمانبندي مناسب جهت به پايان رساندن برنامه قبل از تاريکي هوا (بهترين زمان اقدام به بازگشت: ساعت14).
به همراه داشتن وسايل ضروري کوهستان شامل: موادغذايي کافي و وعده غذايي اضافه، تجهيزات روشنـايي، سـوت، قطب نما، نقشه منطقهیي کوهستان، کمکهاي اوليه، چاقو، کبريت، کارت شناسايي، گوشي همراه.
اشراف داشتن بر منطقه صعود از لحاظ مسيرها و نقاط خطرناک (پرتگاهها، مناطق بهمنخيز، مناطق با احتمال ريزش سنگ و...).
خودداري از صعود انفرادي، همراه بودن با گروه و افراد مجرب.
پرهيز از اجراي برنامههايي که فراتر از توانايي جسمي، فني و روحي است.
خودداري از رفتن به ارتفاعات تا 72 ساعت پس از بارش برف (به لحاظ احتمال ريزش بهمن).
استفاده از لباسهايي با رنگهاي واضح (قرمز، زرد و فسفري).
توجه به علایم هشداردهنده، تابلوهاي راهنماي مسير، هشدارهاي افراد مجرب، امدادگران و افرادي که از ارتفاع برميگردند.
فراگيري آموزشهاي کوهنوردي در مراجع ذيصلاح (هيأتهاي کوهنوردي و باشگاهها).
همراه داشتن شماره تماس ارگانهاي امدادرسان منطقه (اورژانس، هلال احمر، نيروي انتظامي).
باارائه نظرات ارزشمند و ارسال مطالب د ر زمینه کوه و کوهنوردی با مهران کوه همراه باشید متشکرم.
mehrankooh.blogfa.com


جعبه کمکهای اولیه مناسب یکی از مهمترین وسایلی است که باید در هر سفر همراه شما باشد . این جعبه نه تنها در سفرهای خارج از جاده بلکه در کلیه مواقع اضطراری مانند سیل , زلزله , آتش سوزی , تصادفات و غیره می تواند کار ساز باشد . اقلامی که در زیر به آنها اشاره شده یک لیست کامل از یک جعبه کمکهای اولیه مناسب است . شما می توانید بر اساس نیاز , بخشی از آن را حذف یا به آن اضافه کنید . این لیست بر اساس تجربه و مراجعه به سایتهای پزشکی تهیه شده و حذف اقلام آن توصیه نمی شود .
محتویات جعبه کمکهای اولیهگزارش و عکسهای این همایش با شکوه به زودی در دسترس دوستان و علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
و اکنون بر آنیم به لطف خداوند و همت جمع کثیری از همنوردان عزیز استان خراسان در همایش سراسری کویر نوردی کرمان شرکت کنیم .اولین دوره این همایش با تلاش و پشتکار گروه امید کرمان در سال ۱۳۸۴ برگزار شد و استقبال بی نظیر در این همایش و پتانسیل های بالای این منطقه عاملی شد که در سال ۸۵ با تلاش برادران غفوریان و دوستانشان دومین همایش تمدن آراتا با حضور شرکت کنندگانی از سراسر کشور برگزار شود و پس از آن همه ساله شاهد اجرای این برنامه و البته با افزایش تعداد شرکت کنندگان هستیم .ضمن اینکه برآورد اولیه مجریان این برنامه حاکی از شرکت حدود ۱۰۰۰ نفر در همایش امسال است.
از شاخص ترین مراحل اجرای این برنامه می توان از پیمایش در عمق منطقه کلوتی٬کارگاه دیرینه شناسی ٬بازدید از سنگواره های منحصر به فرد استاد تجربه کار ٬ستاره شناسی و پیمایش در بستر رود دائمی شور نام برد .
در بازگشت از این سفر خاطره انگیز گزارش و عکسهای زیبای منطقه را تقدیم دوستان خواهم کرد.



کشور پهناور ایران مجموعه ای بسیار متنوع و زیبا از سرسبزترین نواحی تا خشک ترین و خالی ترین مناطق و پست ترین نقاط و ارتفاعات بلند را در خود جای داده است.نزدیک به 75 درصد کشور ما را مناطق کویری و بیابانی در بر گرفته اند.
لوت یکی از گرم ترین و خشک ترین بیابان های دنیا است و در تضاد با نقاط قطبی، قطب حرارتی کره زمین محسوب می گردد. در وسعت قابل ملاحظه ای از این منطقه، کمتر با موجود زنده برخورد می کنیم. لوت به دلیل آب و هوای بسیار خشک در چارچوب زیر گروه BW یعنی بیابانی قرار دارد. با توجه به اینکه بارندگی سالانه قسمت عمده ای از آن در حدود 50 میلیمتر است، بنابراین یک بیابان واقعی است.به دلیل داشتن خاک ماسه ای دارای پوشش گیاهی است. بنابراین بیابان لوت نام اصلی آن قلمداد می شود و کویر (شوره زار) بخش کمی از آن را در بر می گیرد. اما به دلیل آنکه نام کویر در بحث گردشگری دلچسب تر و رایج تر است ما نیز در ادامه از واژه کویر لوت استفاده می کنیم.
کویر شهداد بخشی از حاشیه غربی کویر لوت است. شهداد با 24 هزار کلومتر مربع وسعت در جنوب شرقی ایران و شمال شرقی کرمان، یکی از بزرگترین بخش های کشور و باستانی ترین بخش استان کرمان محسوب می گردد. (بدون در نظر گرفتن بخش مرکزی عنبرآباد و محوطه های باستانی کنار صندل در جنوب استان)به علت وجود آبادی و زندگی در طی بیش از 4 هزار سال گذشته این بخش قدیمی ترین اجتماع انسانی را در همسایگی کویر پدید آورده است.
در سايتهاي اينترنتي به واژه Back Country زياد برخورد ميکنيم. مانند Back Country Ski
به طور کلي واژهاي است که به يک منطقه جغرافيايي که دستيابي به آن سخت است و پرت ميباشد و وضعيت نامشخصي دارد، اطلاق ميشود. در بيشتر موارد به مناطق کوهستاني اطلاق ميشود که توسط جاده يا راه مشخص قابل دسترسي نيست و در ارتفاعات بالا قرار دارد و توسط انسانها زياد رفت و آمد نميشود. اين واژه با واژه Wilderness (سرزمين ناآرام ـ بياباني) هميشه تراز نيست.
خطرات فعال و زيادي در مناطق Back Country وجود دارد، مانند بهمن و هواي بد که هميشه قابل پيشبيني نيستند. به هر حال ممکن است خطرات ديگري هم باشد که به اشخاص مربوط است، مانند گم شدن يا خستگي.
در اين مناطق امداد و کمکرساني به آساني انجام پذير نيست و معمولاً براي اين کار از هليکوپتر استفاده ميشود. هرچند که در ارتفاعات زياد يا هواي بد هليکوپترها هم به مشکل بر ميخورند.
افرادي که به اين سفرها اقدام ميکنند بايد کاملاً تدارک ببينند و شايسته اين کار باشند و در مقابل شرايط سخت و خطرات پيشبيني نشده استوار باشند.

کمپ کویری شهداد در حاشیه غربی کویر لوت در موقعیت جغرافیایی 34/30 شمالی و 51/57 شرقی قرار دارد. برای رفتن به اینجا در مسیر شهداد-کلوت پس از طی مسافت حدود 20 کیلومتر به روستای زیبای شفیع آباد می رسید که قهوه خانه زیر زمینی درست در ابتدای این روستا قرار گرفته است.در اینجا جاده ای بسمت روستا و در جهت شرق از جاده اصلی جدا می شود که اگر مسافت ده کیلومتر در آن پیش بروید درست به محدوده کمپ کویری شهداد می رسید که در تصویر بالا نمای کاملی از کمپ نشان داده شده است.
این کمپ به همت سازمان گردشگری بنا نهاده شد. از امکانات این کمپ می توان به کپرهای زیبا که با برگ درختان نخل بنا شده , برق , آب آشامیدنی , امکانات خرید وسایل ضرورری , سرویس بهداشتی و حمام نام برد.