ورزشی - کوهنوردی - تراکینگ- عمومی /مهران کوه/

روزی نگر که طوطی جانم سوی لبت        بر بوی پسته آمد و بر شکر اوفتاد

این سفر برام درک واقعی طلب کردن بود .یک سالی میشد که قصد صعود به کوههای نیمه شمالی زاگرس و بازدید از دریاچه زیبای گهر را داشتم ولی گویا قالیکوه زیبا من را طلب کرده بود و مهمترازهمه این برنامه فرصتی بود برای همنورد شدن با آقای مجید نعمت الهی عضو تیم ملی کوهنوردی و فاتح دائولاگیری سال 89 با خاطرات بسیار و کوله باری از تجربه.

قالیکوه یا غالیه کوه یکی از مرتفع ترین قلل رشته کوه زاگرس در منطقه لرستان ،شهرستان الیگودرز ،بین قلل اشترانکوه تا آبشار آب سپید می باشد.این قله به ارتفاع تقریبی 4087 متردر جنوب شرقی الیگودرز واقع است که ازطریق جاده الیگودرز به شول آباد از سر گردنه گل وادوش به سمت چپ به صورت خط الراسی میتوان به قالیکوه دست یافت ،یابا پشت سرگذاشتن گردنه گل وادوش از پای گردنه پامزراع به طرف چپ از طریق چال ریوا و از آنجا چال خرسان وارد  دره پل  شده و ازجبهه جنوبی به قله دست یافت .قالیکوه را از سه طرف جنوب، غرب و شرق دره های عمیقی فرا گرفته که با وجود بارش برف های سنگین در زمستان ،منبع بسیار خوبی برای تامین آب منطقه و جاری شده آن به سمت سدهاست.

صبح روز جمعه  90.3.13 ساعت 5.30 صبح به سرپرستی آقای مجید نعمت الهی از محل هیئت کوهنوردی الیگودرز به سمت محور اصفهان حرکت کردیم و پس ازطی یک کیلومتر به  سه راهی( شول آباد بزنوید ) رسیدیم که تابلوی بزرگ سد رودبار لرستان در کنار آن قرار دارد .( این سد بر روی رودخانه رودباراز سرشاخه های شرقی حوزه آبگیر رودخانه دز و در فاصله حدود 100کیلومتری جنوب شهرستان الیگودرز قرار دارد). سپس به سمت جاده فرعی (شول آباد بزنوید) از جاده اصلی خارج شدیم. با پشت سر گذاشتن روستای چشمه پر، خلیل آباد، دره دایی، دره دوزان و مور زرین ،جاده خاکی صعب العبوررا با سرعتی کم طی نموده به گردنه گل وا دوش رسیدیم. سرازیری گردنه گل وا دوش را که دارای شیبی تند و خطرناک بود تا پای گردنه ای به نام پا مزراع (پای مزرعه) طی کردیم.

                 

ساعت 8:30 از مینی بوس ها پیاده شدیم و بعد از صرف صبحانه با برداشتن آب،از سمت چپ از سربالایی با شیب نسبتا تند به سمت چال ریوا حرکت کردیم. مسیر از پوشش گیاهی تیغ داری که فکر کنم گونه ای گون بود پوشیده بود که به علت خوراکی نبودن برای دام ها بسیار انبوه بود. در چال ریوا با نوشیدن آبی سرد وگوارا از چشمه و اندکی استراحت حرکت کردیم . در مسیر عشایر مهربان با دوغ پذیرای دوستان کوهنورد بودند حدود یک ساعت تو این منطقه بودیم .سپس از شیبی تند که درخت ارس دو شاخه زیبایی درمیانه مسیر بود با چند زیگزاگ خود را به گردنه رساندیم. سمت جنوب گردنه از طریق تنگه ای با قطع کردن دره پل مسیر صعود به کزنستان که از دور خودنمایی می کرد بود. مسیر پاکوب به طرف شرق از دامنه ای با شیب تند ما را حدود 13.45به چال خرسان رساند.باد خیلی شدیدی بود و دوستان سریع چادر زدند و بعد از استراحت آقای نعمت الهی به آموزش گام برداری در برف با ابزار و بدون ابزار و همچنین ترمز در برف با ابزار و بدون ابزار ،روشهای عبور از نقابهای برفی و کارگاه گلابی و قارچ را خیلی خوب آموزش دادند .به نظر من هم آموزش در خلال برنامه بسیار مفید است.

شنبه 90.3.14 ساعت 5.30 صبح در هوایی سرد و کمی تاریک از شیبی به موازات دره پل خود را به یالی رسانده و قدم در دامنه شمالی دره پل گذاشتیم. این دامنه شنی و دارای شیبی تند بود و مسیری پاکوب داشت.به علت یخ زدگی برفها و یخچالهای عظیم منطقه با سرعتی ملایم و حساب شده که توسط جلودار و راهنما تنظیم می شد از این قسمت از مسیر عبور کردیم. ریتم خاص گام برداری، دره ی عمیق و با ابهت پل، دیواره های صخره ای و عظیم کزنستان، زمزمه آب رودخانه ازکف دره،زیر یخچالها و روی چمنها، همه و همه زیبایی بسیاری به محیط داده بود. چه زیباست تلاش در جهت هدفی که همه به آن می اندیشند. ساعت 8.45 به انتهای دره پل رسیدیم که دره ای فراخ را روبروی ما قرار می داد و نیز سمت چپ، تنگه ای که ادامه آن به چال شمالی پای قله قالی کوه می رسید. با حرکتی منظم طی مسیر کرده و متمایل به چپ وارد دره ای کم عمق و کوچک شدیم که دیواره ای بزرگ از برف داشت. از اینجا قله قالی کوه نمایان بود و ما را به سوی خود فرا می خواند. با کمی استراحت در کنار این توده یخ و برف این دره کم عمق را ادامه داده در جبهه جنوب غربی قله که دارای شیبی تند و شنی بود قرار گرفتیم و به صورت مارپیچ ساعت 9.30 خود را به قله4087 متری و زیبای قالیکوه رساندیم.

چشم انداز وسیع و دیدنی بالای قله و دره های عمیق منشعب از آن،قله های سن بران ،گل گل ،اشترانکوه و تصور دریاچه گهر! آب روان در دره ها که بی تاب پیش میرفت ،شور حاصل ازصعودی زیبا را دوچندان میکرد.با ماندگار کردن لحظه هایمان راه برگشت در پیش گرفتیم و 5.30 دقیقه بعدازظهر به محل توقف مینی بوسها رسیدیم .و تا صعودی دیگر با منطقه بدرود گفتیم.

در پایان از زحمات آقای مجید نعمت الهی و دیگر دوستان خوب الیگودرزی که مهرورزی ،لطف و صفا و صمیمیتشان هر لحظه همراهم بود صمیمانه قدردانی میکنم .   

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ساعت 16:41  توسط مهران  |